تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
( 21409 - 21407 )

6 - مفزع كلّ ملهوف :

يعنى أو پناه وملجأ هر بيچاره ودرمانده است ، به هنگامى كه ضرورت به أو رو آورد ، يا غم واندوه به أو دست دهد ، ويا ترس وبيم وى را فراگيرد ويا بر أو ستم شود ، چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ
« 4 » » ،
« وَإِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ
« 5 » » زيرا هيچ كس جز خداوند نمىتواند براي همه بيچارگان پناه ومفزع باشد ، به علاوة اين كه كسى پناه ديگرى باشد بر سبيل مجاز است نه حقيقت ، ونسبى است نه حقيقي واين تعريف مستلزم اثبات كمال قدرت براي خداوند است ، زيرا فطرت هر مضطرّ وبيچاره‌اى با توجّه به جميع أحوال وجود خود بر جود وبخشش خداوند گواهى مىدهد ، وهمچنين متضمّن اثبات كمال علم براي بارى تعالى است ، زيرا نهاد مضطرّ گواهى مىدهد بر اين كه خداوند به ضرورت ونياز أو آگاه است ، وأوصاف ديگر خداوند مانند اين كه شنوا ، وبينا وآفريننده وأجابت كننده وپاينده وپايدار است نيز به همين اعتبار است . ( 21418 - 21410 )

7 - من تكلّم سمع نطفه . 8 - من سكت علم سرّه :

اين كه هر كس سخن بگويد گفتار أو را مىشنود ، وهر كس خاموشى گزيند راز أو را مىداند هر دو اشاره دارد به دو صفت سميع ( شنوا ) وعليم ( دانا ) خداوند ، وچون مفهوم اين كه أو شنواست اين است كه به شنيده‌ها داناست ، مفاد اين دو صفت موجب اثبات اين است كه خداوند بر آنچه بندگانش در حالت سخن گفتن ، بيان وآشكار مىكنند ويا هنگام خاموشى پنهان ودر دل نگه مىدارند احاطه دارد ، ودر اين باره پيش از اين نيز اشاره شده است . ( 21428 - 21419 )

9 - ومن عاش فعليه رزقه . 10 - ومن مات فإليه منقلبه :

اين دو تعريف اشاره است به اين كه خداوند
هامش
( 4 ) سوره نحل ( 16 ) آية ( 53 ) يعنى : سپس هنگامى كه زيان وآسيبى به شما برسد به أو مىناليد . ( 5 ) سوره اسراء ( 17 ) آية ( 67 ) يعنى : وچون در دريا خوف وخطرى به شما رسد همهء آنانى را كه مىخوانيد جز خدا فراموش مىكنيد .