تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
خواهند بود مانند : انّما ضرب عمروا زيد در اين مثال چون فاعل ( زيد ) در پايان جمله آمده است مخصوص به حصر مىباشد ومانند سخن حق تعالى :
« وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَ »
« 131 » در اين آية مخصوص به حصر كلمه العلماء است كه در آخر جمله قرار دارد . اگر علماء مقدم مىشد خشية مخصوص به حصر مىشد . ودر مبتدأ وخبر هم قاعده چنين است . اگر مبتدأ در أول باشد خبر مخصوص به حصر است وبالعكس . مانند سخن حق تعالى :
« إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ
« 132 » در اين آية مخصوص به حصر است واگر مبتدأ را پس از خبر بياورى مبتدأ مخصوص به حصر خواهد بود مانند آيهء :
وَإِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي »
« 133 » مخصوص به حصر در آيهء اوّل خبر ودر آيهء دوّم مبتدأ مىباشد آنچه تاكنون از نظم سخن گفتيم مفاهيمى است كه از كلام عرب به دست مىآيد .

قاعده دوّم در مورد خطابه

ودر آن چند بحث ويك خاتمه است .

بحث اوّل - تعريف خطابه وفايدهء

آن خطابه فنّى است كه به اندازهء ممكن عهده‌دار قانع كردن مردم است در بارهء موضوعي كه در نظر مىباشد مردم آن را تصديق كنند . منظور از عهده‌دار بودن اقناع مردم اين است كه براي بيان مقصود از رساترين عبارت بهره‌گيرد وتا آنجا كه ممكن است خطابه قانع كننده باشد . خطابه در اقناع از غير خود موفّق‌تر است وفايدهء آن بيان مصالح جزئي است وگاهى بيانگر قوانين كلّى براي مصالح جزئي است مانند عقايد الهى وقوانين
هامش
( 131 ) سورهء فاطر ( 35 ) : آيهء ( 28 ) : تنها مردان دانا مطيع وخدا ترسند . ( 132 ) سورهء توبه ( 9 ) : آيهء ( 93 ) : منحصرا راه مؤاخذه براي كساني است كه از تو رخصيت معافيت از جنگ مىطلبند . ( 133 ) سورهء رعد ( 13 ) آيهء ( 40 ) : منحصرا ابلاغ رسالت با تو وحسابرسى با ماست .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 155 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم