باشد نه از جن ونه از غير جن . در اين صورت نكوهش متوجّه كساني است كه براي خدا شريك قرار مىدهند . ولى اگر كلمهء جنّ بر شركاء مقدم آورده شود جز اين فهميده نمىشود كه آنها جن را پرستيدهاند ، امّا اين كه معبود ديگرى را انكار داشتهاند از اين كلام فهميده نمىشود : بنا بر اين مذمّت به دليل عبادت جن متوجّه آنهاست .
با دقّت در مفهوم آيهء فوق دانسته شد كه در تقديم وتأخير بعضي از كلمات بر بعضي نياز به ظرافت خاصي است . اينك ما بعضي از موارد حسن تقديم وتأخير را بيان مىكنيم . حسن تقديم در ده مورد وبشرح زير است :
1 - نياز به تقديم كلمهاى أتم در معنى ودانستن آن مهم باشد مانند سخن خداوند متعال :
« وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ »
، در اين آية مقدّم آوردن شركاء لازمتر است ، زيرا مقصود توبيخ آنان براي قرار دادن مطلق شريك براي خداست .
2 - جايى است كه تأخير فاعل وتقديم مفعول به اتّصال كلام سزاوارتر باشد مانند سخن خداوند متعال :
تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
، « 118 » ، تأخير فاعل براي هماهنگى كلام از تأخير مفعول مناسبتر است .
3 - تقديم كلمهاى كه از كلمهء ديگر شناخته شدهتر باشد . مانند : مقدّم داشتن مبتدأ بر خبر وموصوف بر صفت . بنا بر اين شايسته است كه در جملهء زيد قائم ، زيد كه مبتداست در آغاز آورده شود ، زيرا ذهن شنونده نسبت به مبتدأ كه معرفه است آشناتر است . لذا كلام از نظر فايده رسانى در مقام ومرتبهء خود قرار دارد .
در مورد اشكال فرضى راجع به جملهء فعليّه كه مقدّم بر فاعل بيان شود ومطابق تعريف فوق نيست ، امام فخر رازي چنين پاسخ مىدهد :
« اين سخن به مقدّم آوردن فعل نقض نمىشود ، زيرا فعل لفظي است كه
هامش
( 118 ) سورهء إبراهيم ( 14 ) آيهء ( 50 ) يعنى : ودر شعلهء آتش چهرههاى آنها پنهان است .