كه
« إِنَّ الْجَنَّةَ قيعانٌ وَ إنَّ غِراسها سُبْحانَ اللَّه » « 1 »
الحديث ، مىبرند و بر ارائك « 2 » به پادشاهى جاويد مىنشانند كه « أَهْلُ الْجَنَّةِ مُلُوكٌ » . « 3 »
و در حديث آمده كه حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم روزى با اصحاب گفت كه مردى بود در بنى اسرائيل كه خير بسيار كردى تا به حدّى « 4 » كه در شمار مؤمنان محشور خواهد شد . پرسيدند كه يا رسول اللَّه كه چه مىكرد ؟ فرمود كه از پدر خود مال بسيار به ميراث يافت ، بستانى خريد و وقف كرد بر مساكين و گفت : اين بستان من است نزد خداى تعالى ، و دينارى چند شمرده بخش كرد بر ضعفا و گفت : به اين كنيزكى چند مىخرم از خداى تعالى ، و بنده چند آزاد كرد و گفت : اين ها خادمان مناند نزد خداى تعالى . روزى كورى را ديد كه در راه رفتن گاه مىافتاد و گاه بر مىخواست ، مركبى جهت او خريد كه بر آن سوار شود و گفت :
اين مركب من است نزد خداى تعالى كه به آن سوار شوم .
بعد از آن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه به آن خداى كه نفس من در قبضهء قدرت اوست كه گوئيا نگاه مىكنم به آن مركب و آن را آوردهاند به سوى او زين كرده و لجام بر نهاده و بر آن سوار شده و مىرود به محشر .
و نادانان كه به عيش و خوشى اين جهان مشغولند و انديشهء آخرت « 5 » نمىكنند تا آن ساعت كه ايشان را برهنه در گور نهند كه ساحل بى آب و گياه است و خود بازگردند مثال آن پادشاهان جاهلاند كه حقيقت حال
هامش
( 1 ) . بهشت بيابانى است صاف و هموار و درختان كاشته شده آن ذكر سبحان الله است . سنن ترمذى ، ح 3384 . با اندكى تفاوت .
( 2 ) . ارائك : تختها .
( 3 ) . بهشتيان فرمان روايانند .
( 4 ) . در حاشيهء ف : به حدى كه از شمار بيرون بود .
( 5 ) . م : انديشه خويش نمىكنند .