مَحارِمُه » ، « 1 »
و حال آن كه حماى « 2 » ملوك محلى است كه از غايت نزاهت ، ملوك حمايت آن كنند جهت تمتّع خود كما هو المتعارف ، پس نسبت محارم به حمى ملوك كه محل تمتّع ايشان است چگونه مستقيم باشد ؟
غرقگاه الهى
جواب آن است كه هرچه حرام است راجع به لااباليّت و بىباكى است مثل غصب و سرقت كه عبارت است از تصرّف اموال بىاذن و رضاى اصحاب و مثل زنا كه عبارت است از تصرّف در نساء بىاذن اولياء و دستور معهود ميان ايشان و مثل شرب خمر كه امّالخبائث و مُفضى به همه نوع لااباليّت و بىباكى است . و على هذا القياس و از كسى باك نداشتن و پرواى كس نكردن و هرچه خواستن كردن ، صفتى است كه خداى عزّوجلّ براى خود گزيده و آن را حماى خويش ساخته و كام هيچ بنده را به آن شيرين نساخته ، و هيچكس را اجازه نفرموده كه آن سيرت را سلوك كند و نفْسِ خود را در فُسحت اطلاق بچراند ، بلكه همهكس در قفس بندگى مقبوض داشته و در بند كرده و جناح طاير هواى انسان را از طيران به هر سوى كه خواهد مقصوص گردانيده و ايشان را محكوم قاعده و ضابطه داشته كه از آن تجاوز ننمايند و بىقاعده كارى نكنند ، و خروج از هر قاعده و ضابطه و چنان بودن كه خواهند مخصوصِ خويش ساخته ،
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ » .
« 3 »
واجبِ مطلق بر مردمان عبوديّت است كه
« ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 4 » و حرام مطلق بر ايشان ربوبيّت ، و ديگر واجبات و محارم تفاصيل و شعب همان دو است . و ربوبيّت را نسبت به حمى كردن كه
هامش
( 1 ) . آگاه باشيد كه حرمتهاى الهى ، غرقگاه خداست . عوالى اللآلى ، ج 2 ، ص 83 .
( 2 ) . حمى : غرقگاه .
( 3 ) . هيچ كس نمىتواند بر كار او خرده بگيرد ؛ ولى از كارهاى آنها ، سؤال مىشود . سورهء انبياء ، آيهء 23 .
( 4 ) . من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند . سورهء ذاريات ، آيهء 56 .