شخص نيست عوض جز از سايه بيرون نتوان آورد ، و سايه را بسيار منّت بايد داشت كه ضرب بر او واقع شود و آن را از خود به شخص صرف نبايد كرد كه اگر شخصى را زنند سايه را بدتر زدهاند ، كه اگر سايه را خود زنند براى آن كه شخص ، وجود حقيقى سايه است و سايه ، وجود مجازى خويش ؛ چه جاى اين كه اگر ضرب روى به شخص نهد ، سايه هزار بار مضروبتر باشد از آن كه بالفعل ضرب بر نفس او واقع شود .
آه از آن دم كه خداى عزّوجلّ قدم در دوزخ نهد « 1 » و آتش دوزخ را روى با خويش كند كه آن دم عذاب دوزخيان يكى با هزار شود و دوزخ كام خويش از ايشان به تمام حاصل كند و گويد قطّ قطّ . « 2 » و كافران در آن دم مزهء عذاب بچشند و دانند كه تا غايت كانّ كه چيزى به خواب مىديدند و خيالى بود . وجود عذاب اين زمان است كه آتش مَسّ قدم كه سرّ سافلين است كرد ، چه چون آتش روى به قدم نهد به اذن خداى عزّوجلّ سرّ ايشان بىخود بيرون جهد و خود را سپر آن سازد ، دوزخ از سرّ ايشان پر شود و وعدهء
« لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
« 3 » به ظهور آيد و ابدان كافران اين جا بزرگ شود
« حَتّى يَكوُنُ ما بَيْنَ شَحْمَةِ أُذُنِ أَحَدِهِم إِلى عاتِقِه مَسيرَةَ سَبْعَمِأَةِ سَنَةٍ » . « 4 »
وَ هيهُنا أسْرارٌ لايَحْتَمِلُها الأفْهامُ وَ الأوهامُ .
سؤال : قوله - صلىاللَّه عليه و آله وسلّم - :
« ألا إِنّ حِمَى اللَّهِ
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى ، ح 4470 بر اساس اعتقادات شيعى و روايات امامان معصوم عليه السلام ، خداوند ازهرگونه تجسيم و تشبيه مبرّى است . روايت فوق بر اساس اعتقادات اهل سنّت و كلام اشاعره است .
( 2 ) . قطّ : كافى .
( 3 ) . دوزخ را ( از افراد بىايمان و گنهكار ) از جنّ و انس همگى پر كنم . سورهء سجده ، آيهء 13 .
( 4 ) . تا آن جا كه فاصلهء بين نرمى گوش هر يك تا شانهء او به اندازهء هفت صد سال راه است . كافى ، ج 8 ، ص 272 .