تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

مكتوب

58 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه الأمير محبّ الملّة و الدّين و اليقين الشيخ محمّد أيّده اللَّه تعالى .

حُسن ظن به خدا

امّا بعد ؛ خداى عزّوجلّ حسن ظنّى بر دل مؤمنان نهاده كه اگر در زير آسياى چرخ او را خرد كند و ذرّه ذرّه سازد ، يك ذرّه بدگمانى به او راه نيابد . چنانچه منقول است كه يكى از محبّان خداى مجروح افتاده بود و ناتوان و زنبوران فراوان به گرد او آمده بودند و لَخت لَخت گوشت از اندام او مىكندند چنانچه از تاب ، او بىتاب مىشد و از هوش مىرفت و باز به هوش مىآمد . كسى او را به آن حال ديد سرش را به كنار خود نهاد . چون به هوش آمد سر خود را در كنار او ديد و گفت : كيست كه در ميان من و ربّ من درآمده به خداى كه اگر پاره پاره كند عضو عضو مرا نيفزايد مرا با او جز محبّت .

محبت خدا

دريغا ! كه قطره‌اى از آن محبّت در كام سالك چكد تا تلخ و شيرين جهان چون شكر خايد . اى ولىّ من ! خداى را عزّوجلّ با آدمى كار است ، او را به بازى نيافريده او را مترشّح آن كار مىگرداند . و براى آن غايت كه آدمى را براى آن آفريده‌اند چنين محنت‌ها و غم‌ها كه آدمى را مىرسد در جهان « 1 » اندك چيزى است .
هامش
( 1 ) . م : كه آدمى را در جهان مىرسد .