باشد فرمان بردار تدبير گردد و از چنين طلب ، هيچ كارى بر نخيزد .
خاك بر سر خود و طلبت مىبيز . و طلب اگر تند و سركش باشد خاك بر دهن تدبير افشاند و گويد :
عقل راه نا اميدى كى رود * عشق باشد كان طرف بر سر دود
عاقبت انديش نبود يك زمان * در كشد خوش خوش در آتش صد جهان
دوست دارد دوست اين آشفتگى * كوشش بيهوده به از خفتگى
لنگ و لوك خفته شكل و بى ادب * سوى او مىغيژ و او را مىطلب
و السلام على الإخوان الإلهيّين .