مكتوب
33
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الإخوان الالهيّين عامّة و إِلى بعضهم خاصّة .
امّا بعد ؛ چون در جهان اين گُنجيد كه حبيب خدا را صلى الله عليه و آله و سلم ساحر و شاعر و كاهن و مجنون و مسحور و امثال آن گفتند و به قدوم اصحاب او تشأّم « 1 » جستند كه
« يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ » ،
« 2 » همچنين به روح اللَّه و رسل او كه
« قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ »
« 3 » كه ماند در جهان كه خواهد كه مسلم ماند ؟
صبر بر آزار مردم
شنيدهام كه موسى از حق درخواست كرد كه امر فرما مردمان را كه چيزى كه در من نباشد نگويند . وحى آمد كه اين چيزى است كه ما براى خود نكرديم ، چه جاهلان در حقِّ حقّ عزّوجلّ نا بايست ها گفتهاند مثل
« ثالِثُ ثَلاثَةٍ »
« 4 » و
« إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ »
« 5 » و
« يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ »
« 6 » ، تعالى عمّا يقول الظالمون . آخر اخوان را چه مضايقه است كه بعضى مردمان حسنات خود را براى ما هديه فرستند ، و اگر حسنات ندارند ما خود سيّئات
هامش
( 1 ) . تشأم : فال بد زدن .
( 2 ) . موسى و همراهانش را بدشگون مىدانستند . سورهء اعراف ، آيهء 131 .
( 3 ) . گفتند : ما شما را به فال بد گرفتهايم . سورهء يس ، آيهء 18 .
( 4 ) . اللّه سومين سه است ، سورهء مائده ، آيهء 73 .
( 5 ) . خدا بينواست . سورهء آل عمران ، آيهء 181 .
( 6 ) . دست خدا بسته است . سورهء مائده ، آيهء 64 .