تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

مكتوب

23 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الأخ في اللَّه مولانا مجد الملّة و الدّين سلام اللَّه ، عافاه اللَّه فيما عافاه و بفضله و لطفه و حفظه تولّاه .

اخلاص و توكّل

امّا بعد ؛ وجود آدمى مر خداى عزّوجلّ را مبذول است ، بدان گونه كه او مىخواهد مىگردد . و چون وجود كه اصل و ذات است چنين است ، نفس و شعور كه فرع وصف است چه سود كه خود را سخت گيرد ، و مر خداى عزّوجلّ را مبذول نباشد ؟ چون نوحِ ذات به امر كردگار يكى است و طوفان بلا مىطلبد ، سركشى كنعانِ نفس و پناه بردن او به كوه پندار ، بلا را از او باز نمىگرداند . قلعه‌اى در پى پندار به يك منجنيقِ موج دود مىشود و خانهء انديشه‌هاى پوچ زير و زبر مىشود . كشتى نوح اخلاص است و يگانه شدن به امر كردگار .
آشنا هيچ است اندر بحر روح * چاره آن جا نيست جز كشتى نوح
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً » .
« 1 » و متوكلّ نه آن است كه آروزى معيّن پيش خود باز دارد و طمع مؤكّد در بندد ، كه البته وكيل آرزو برآرد و شوق وجود به آن راه كند . عزّت جليل ، چنين وكيل خرجى قبول ندارد . توكلّ آن است كه
هامش
( 1 ) . و هر كه بر خدا توكل كند ، خدا او را كافى است . خدا كار خود را به اجرا مىرساند و هر چيز رااندازه‌اى قرار داده است . سورهء طلاق ، آيهء 3 .