مكتوب
19
« 1 »
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
دورى از رحمت خدا
امّا بعد ؛ ] آدمى چه ايمن است كه روزى از روزها گناهى كرده باشد كه به آن سبب از نظر خداى عزّوجلّ افتاده باشد . و هر كس كه از نظر خداى عزّوجلّ افتاد و مَقْتِ « 2 » خداى او را دريافت ، رشد خويش را گُم كرد و سر رشتهء كار از دستش رفت ، چنانچه هرگز باز نخواهد يافت . و پس از آن مُتقلَّب در اوديه « 3 » ضلالت است و هر چه مىكند همه سيّئه است براى آن كه كسى كه غشاوهء قهر بر او بتنيدند كارش همه مغشوش است و عمل خالص مِن بعد از وى ممتنع الوجود است . براى آن كه اخلاص ، سرّى است از سرّ خداى كه در دل آن كس كه خواهد نهد و نخواهد او را جز به آن كس كه او را دوست دارد و به نظر لطف به او ناظر باشد . چون كسى را دشمن گرفته باشد و مَقتِ خود بر او حلال كرده ، كجا اخلاص در دل وى نهد ؟ و كجا او را نيل حقيقت اخلاص كه سِرِّ اكبر خدا است ممكن باشد ؟ اعمال او آنچه از جنس سَيّئات است ، خود سيّئات است و آنچه از جنس حسنات است خود مدخول و
هامش
( 1 ) . م : مكتوب خوف القطعيه . من عبداللّه قطب بن محيى ، از بندهاى كه صعوبت مفارقت احباب او از صعوبت مفارقت كبرى - و العياذ باللّه - منتهى بار داده و استيلاى آن مخافت او را پرواى استيفاء نامه باز نگذاشته است ، اعنى قطب بن محيى بن محمود عجالة الوقت به سوى اخوان الهى و اصدقاء ربانى جمع اللّه شملهم و بذيل اللطف لاسيّما به سوى شيخ الإخوان الالهيّين اكمل اللّه قوّته و رزق صحبته .
( 2 ) . مَقْت : غضب .
( 3 ) . اوديه : سرزمينها .