پدر آنحضرت عبد اللّه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش آمنه بنت وهب بن عبد مناف بود .
محمد صلى اللّه عليه و آله در كودكى پدر و مادر خويش را از دست داد و نخست پدر بزرگش عبد المطلب و سپس عمويش ابو طالب او را سرپرستى و بزرگ كردند .
آنحضرت با اينكه از طايفهى قريش بود و ميبايستى از سختى زندگى بىخبر باشد ، ليكن در جريان حيات طعم تنگدستى و ندارى را به خوبى چشيد و اوايل حياتش بمرارت و تعب گذشت و بهيچوجه راحت و آسايش نداشت و بدين علت است كه تعليمات عاليه او بر پايهى حمايت از ضعفاء و آزادى و مساوات بنا شده است .
حضرت محمد از آغاز جوانى فكور بود و در امورى كه بنظرش ميرسيد زياد تدبر و تفكر ميكرد ، و با عمويش ابو طالب دوبار بشام سفر كرد و در آن ديار در زندگى مردمان آنجا و عقايد و افكار آنان مطالعاتى به عمل آورد ، تا اينكه در سن بيست و پنج سالگى به خدمت زنى بيوه بنام خديجه كه بعدها شوهر وى گرديد در آمد و تا هنگاميكه خديجه حيات داشت محمد صلى اللّه عليه و آله زنى ديگر نگرفت ، و اين زنهم صميميت و وفادارى را نسبت به حق و شوهر خويش به حد كمال رسانيده و تمام ثروت خود را در اختيار محمد صلى اللّه عليه و آله گذاشت كه در راه حق و حقيقت به مصرف رساند .
حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله از آغاز زندگى از بتپرستى و شرك بيزار بود و هر سال مدتى در غارى بنام حرا عزلت اختيار نموده و در آنجا بتدبر و تفكر و اوراد و اذكار ميپرداخت و خداى يگانه را عبادت ميكرد .
تا اينكه در چهلمين سال زندگانى خود هنگاميكه در غار نامبرده به حال استغراق بود از مقام الوهيت بروح مقدسش خطاب آمد كه برخيز و قومت را به راه راست دعوت كن و بدينترتيب برسالت از جانب حق مبعوث گرديد و از اين تاريخ ببعد تمام اوقاتش مصروف انجام اين وظيفهى مهم شد .
بالاخره پس از بيست و سه سال تلاش و مجاهدت در راه پيشرفت فكر بشر و ريشه كن ساختن شرك و بت پرستى و نشر توحيد و تأمين سعادت مادى و معنوى پيروان خود و بطور خلاصه بر پا ساختن دين مقدس اسلام ناسخ و خاتم كليه
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣١٩