تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة مقدمه 8

مساهمون:

صمقدمه ٨
از خوان فلك قرص جوى بيش مخور * انگشت عسل مخواه و صد نيش مخور
از نعمت الوان شهان دست بدار * خون دل صد هزار درويش مخور
شيخ بهائى در مقام جواب ميگويد :
زاهد به تو تقواى ريا ارزانى * من دانم و بىدينى و بىايمانى
گو باش همين تو طعنه بر من ميزن * من كافر و من يهود و من نصرانى
* * *
عاشق من و ديوانه من و شيدا من * شهره من و افسانه من و رسوا من
كافر من و بت‌پرست من ترسا من * اينها من و صد بار بتر زينها من
* * * از اين گونه تعريضات نسبت بشيخ اينطور برميآيد كه بهائى در لباس تقرب و حشمت بر سر خوان الوان مىنشسته و بدعوى صوفيگرى برميخواسته و از از تظاهرات زيادى كه بدرويشى مىكند پيداست كه مشرب فطرى و طبعى درويشى نداشته و درويشى براى او يكنوع تفنن بوده و ميخواسته از اينراه نقص درويشى خود را ترميم كند و برعكس چون در علميات و مباحث فقه و رياضى قوى بوده آنها را باتهام علم رسمى رد كرده است و تقريبا در تمام آثارش اين مسئله را متعرض است بر سر هم و من حيث المجموع شيخ بهائى شاعر و نويسنده و عالم و حكيم و فقيهى است كه از هر خرمن خوشهء يافته و از هر درى سخنى گفته است و خود را بجميع علموم عصرى آراسته و ذى فنونى بوده كه با آثار خود شهرت جهانگيرى كسب كرده است . مشخصات دوره زندگى شيخ بهائى تفصيلى دارد كه در بخش ديگر آورده‌ايم و اين تفصيل شامل تمام خصوصيات دوره زندگى از تاريخ تولد تا پايان حيات اوست و چيزى كه ذكر آن در پايان اين مقدمه لازمست مأخذ و نسخى است كه ما براى استفاده آنها را بدست آورده‌ايم و در پايان به علامت : ( نخ ) به آنها اشاره كرده‌ايم بد نيست كه از