با آمدن ابن زياد به كوفه ، وضع مردم دگرگون شد . او در مسجد ، مردم و مسلم را تهديد كرد . بعد از آن رؤساى قبيلهها و محلّات را طلبيد و با سخنان تهديدآميز از آنان خواست تا نام مخالفان يزيد را به او گزارش دهند و گرنه خون و جان و مالشان هدر خواهد بود . « 1 » اين اقدامات در جدايى مردم از مسلم مؤثر واقع شد ، تا جايى كه مسلم مجبور شد از بيم مأموران ابن زياد خود را مخفى كند .
دوران اختفا
مسلم از خانه مختار خارج و به جايى امنتر يعنى خانهء هانى « 2 » رفت . مسلم در دوران اختفاء به جمعآورى سلاح و جذب و سازماندهى نيروها و آماده ساختن آنها براى مقابله با عبيداللَّه و نيروهاى حكومتى پرداخت ، چنان كه مسلم بن عوسجه را مأمور تهيه جنگافزار و وسائل جنگى و كمكهاى مالى كوفيان كرد . « 3 »
يكى از وقايع دوران اختفا در منزل هانى ، نقشهء ترور ابن زياد بود . شريك بن اعور كه بتازگى به كوفه آمده بود ، به علت بيمارى در منزل هانى مستقر شد و ابن زياد براى عيادت او به آنجا آمد . قرار بود با علامتى كه بيمار مىدهد ، مسلم از مخفيگاه منزل وارد اتاق شود و ابنزياد را به قتل برساند . دو بار علامت داده شد و حتى ابن زياد مشكوك شد ، ولى مسلم نيامد . وقتى ابن زياد منزل را ترك كرد و علت را از مسلم پرسيدند ، او گفت : به دو جهت اين كار را نكردم ، اوّل اينكه از امام على ( ع ) شنيدم كه پيامبر ( ص ) فرمود : ايمان مانع كشتن غافلگيرانه است ، دوّم اصرار همراه با گريهء همسر هانى كه از من خواست در خانه وى چنين كارى را نكنم . « 4 »
ابن زياد براى پى بردن به مخفيگاه مسلم و اطلاع از قرارها و برنامههاى انقلابيون ، از يكعامل نفوذى استفاده كرد . او با جاسوسى ، اخبار نهضت را به حكومت مىرساند . « معقل »
هامش
( 1 ) . مقتل الحسين ، ص 172
( 2 ) . هانى به عروه از بزرگان كوفه و چهرههاى بانفوذ شيعه بود كه هواداران و نيروهاى مسلّح و سوارهاى كه تعدادشان بههزاران نفر مىرسيد در اختيار داشت . هانى در آن موقع نود ساله بود و افتخار محضر پيامبر ( ص ) را نيز درك كرده بود ، در جنگهاى صفين و جمل در كنار امام على ( ع ) بود و از اخلاصى خاص نسبت به اهل بيت برخوردار بود . ( مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 173 )
( 3 ) . نفس المهموم ، ترجمهء شعرانى ، ص 136
( 4 ) . مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 175