3 . همچنين روايت ديگرى كه اهل سنّت نقل كردهاند تأييد ديگرى بر اين معناست :
برخى به عمر بن خطاب گفتند : تو با على به گونهاى هستى كه با هيچ يك از صحابه پيامبر نيستى ؟ !
او پاسخ داد : زيرا او مولاى من است . « 1 » 4 . از ديگر شواهد بر معناى حديث غدير ، كلام دانشمند بزرگ اهل سنّت ابن حجر مكّى است كه در مقام جواب به اين حديث شريف مىگويد :
« پذيرفتيم كه او ( اميرالمؤمنين عليه السلام ) اولى و پيشتر است ؛ اما نمىپذيريم كه در امامت اولويت داشته باشد ؛ بلكه وى فقط در اطاعت و تقرب ، اولويت دارد ؛ مثل اين آيه قرآن كه مىفرمايد :
« إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ » ؛ « 2 »
به راستى سزاوارترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه از او پيروى كردند .
بر اين ادعا نه تنها پاسخ محكمى در ردّ آن وجود ندارد ؛ بلكه پاسخ ظاهرى نيز بر رد آن يافت نمىشود ؛ فراتر اين كه همين معنا واقع
هامش
( 1 ) . ر . ك : نفحات الازهار في خلاصة عبقات الانوار : 9 / 141 - 144 .
( 2 ) . سورهء آل عمران : آيهء 68 .