و من شكر اللّه أعطاه فيما « 1 » أنعم عليه ، و لا قوة إلا باللّه . . . »
« اما حق رعيّتت كه تو بر آن حاكمى ، اين است كه بدانى تو با قدرت و توان بيشتر خود بر آنها تسلّط يافتهاى و آنان به خاطر ضعف و ناتوانى رعيّت تو گشتهاند ، پس چقدر شايسته است ، كسى كه ضعف و ناتوانى او باعث شده تا رعيّت و زيردست تو باشد و حكم تو را بر خود نافذ قرار داده تا با شوكت و قدرت در برابر تو ايستادگى نكند ، و جز از خداوند - در مقابل كارهاى سنگين و ناگوار تو - به لطف و حمايت و بردبارى كمك نخواهد و بسيار ضرورى است وقتى كه فهميدى خداوند اين عزّت و قدرت زيادى كه به تو داده و به وسيلهء آن بر ديگران تسلّط يافتهاى ، خدا را سپاس گويى كه هر كه شكر نعمت كند خداوند بر نعمتش بيفزايد . هيچ نيرويى جز به خدا نيست . »
( 1 ) نظر امام عليه السّلام به حكومتهايى است كه در عصر آن حضرت سر كار بودند و اساس حكومتشان بر قهر و غلبه استوار بود و هيچ ارتباطى به گزينش تودهها نداشتند و مردم ناگزير تن به جور و ذلّت داده بودند و در برابر پادشاه زمان خود هيچگونه كرامت و قدرتى نداشتند ، امام عليه السّلام به اين قبيل حاكمان سفارش كرده است كه با رعيت و تودههاى مردم با مدارا و رحمت رفتار كنند و به حال آنها توجه كنند و در تصرف امور آنها حوصله به خرج دهند ، همچنان كه توصيه فرموده است تا آنچه را كه خداوند از راه تفضّل و كرم خويش به ايشان داده به خاطر بياورند و با احسان به رعيّت و مداراى با مردم خدا را سپاس گويند .
( 2 )
18 - حق شاگردان
« و أما حق رعيتك بالعلم فأن تعلم أن اللّه قد جعلك لهم في ما
هامش
( 1 ) در بيشتر منابع همين گونه است ، اما به نظر مىرسد كه « ممّا » صحيحتر باشد .