منزلت معلم را بيان داشته و حقوقى به شرح ذيل براى او بر متعلّم لازم شمرده و او را مسئول رعايت و اداى آنها دانسته است :
1 - بزرگداشت و احترام او به هر شكل ممكن از گراميداشت و تعظيم و اين هم به خاطر آن فضل و احسان مهمّى است كه معلم بر شاگرد خود فرموده است .
2 - گراميداشت محضر معلّم و اهميّت دادن به درك فيض مجلس او .
3 - توجه عميق به سخنان او و با جان و دل از گفتگوى او استقبال كردن .
4 - عقل و هوش به او سپردن و روى دل به سمت او كردن و گوش جان به درسهاى او دادن و فرا گرفتن تعليمات او ، طبيعى است كه اگر شاگرد به درس استاد توجه نكند تنها حضور او در مجلس درس بىفايده است .
5 - ترك لذّتها و خواستههاى نفسانى زيرا كه اينها شرط اساسى تحصيل علوم است - بويژه در تحصيل علوم دينى - زيرا اگر دانشجويى در پى لذّتها و شهوات نفسانى برآيد ، غالبا موفق به فراگيرى هيچ علمى نمىشود .
6 - از جمله حقوق اساسى معلم آن است كه دانشجوى وى معارف و علومى را كه از استادش آموخته است منتشر كند و او نيز به ديگران بياموزد ، زيرا بدين وسيله است كه رسالت استاد خويش را به خوبى ادامه داده است .
( 1 )
16 - حق مالك
« و أما حق سائسك بالملك فنحو من سائسك بالسلطان إلا أن هذا يملك ما لا يملكه ذاك ، تلزمك طاعته في ما دق و جل منك إلا أن تخرجك من وجوب حق اللّه ، و يحول بينك و بين حقه ، و حقوق الخلق ، فإذا قضيته رجعت إلى حقه ، فتشاغلت به ، و لا قوة إلا باللّه . . . »
« اما حق سرپرست نيز همانند حق رهبر حكومت است ، با اين تفاوت كه