( 1 )
مناجات دوم
« إليك يا رب قد وجهت حاجاتي * و جئت بابك يا ربي بحاجاتي
أنت العليم بما يحوي الضمير به * يا عالم السر علام الخفيات
أقض الحوائج لي ربي فلست أرى * سواك يا رب من قاض لحاجاتي . . . » « 1 »
« پروردگارا حاجتهايم را به سوى تو آوردهام و اى پروردگار با نيازمنديهاى خود به در خانهء تو آمدهام .
تو به آنچه در دل دارم آگاهى اى داناى راز نهانى و اى كه از همهء نهانها به خوبى آگاهى ! پروردگار من ! حوايج مرا برآور كه من جز تو اى خداى بزرگ برآورندهء حاجاتى سراغ ندارم ! »
هامش
( 1 ) اين قطعه شعر نيز مانند مناجات قبلى به همان منوال داراى ناهنجارى و اختلال وزن است و آنچه به نظر من مىرسد ، اين است كه بيقين هر دو قطعه از مجعولاتى است كه به امام عليه السّلام نسبت دادهاند زيرا چگونه ممكن است چنين اشعار مشوشى را كه هيچ آرايش ادبى و يا بلاغى ندارد به امام سجّاد عليه السّلام نسبت داد امامى كه صاحب صحيفهء سجّاديه است كه در ميان كلام عرب در بلاغت و فصاحت نظير آن ديده نشده است .