و لي هم و أنت لكشف همي * ولي داء و أنت دواء دائي
و أيقظني الرجاء فقلت ربي * رجائي أن تحقق لي رجائي
تفضل سيدي بالعفو عني * فإني في بلاء من بلاء »
« اى مقصد و مقصود من آيا به فضل و كرمت به دعاى اين بندهء ضعيف و گرفتار توجه نمىكنى ؟
بندهاى كه در درياهاى غم و اندوه غرق و اسير و گرفتار گناهان و خطاهاست ! خدايا همه روزه از روى تضرّع و زارى ، تو را مىخوانم در حالى كه براى خلوص و نيايش كوشايم .
خداوندا همهء زمين بر من تنگ شده و اهل زمين دواى درد مرا نشناختند ! پس تو اى خداى بزرگ و اى مايهء اميد من ، از روى لطف دست مرا بگير كه به عفو تو پناه آوردهام .
( 1 ) خدايا با چشم گريان به در خانهء تو آمدهام پس به گريهام ترحّم كن كه شرمندگيم بيشتر از گناهم مىباشد .
خداوندا مرا اندوهى است كه تنها تو مىتوانى بر طرف سازى و مرا دردى است كه داروى دردم تويى .
و اميد به درگاهت مرا از خواب غفلت بيدار كرد ، اين بود كه گفتم :
پروردگار من ، اى اميد من ! اميدم را برآور .
مولاى من به لطف و بخشش خود بر من تفضّل كن كه من دچار بلاهاى پياپى هستم .