علامهء مجلسى نيز در اين فضا ، با صوفيان برخورد داشت . وى شاگرد خود سيد نعمة اللّه جزائرى ( م 1112 ) را از ادامه نگارش كتاب مقامات النجاة نهى كرد ؛ چرا كه مشتمل بر برخى اقوال و مقامات عرفا و عرفانى بود . « 1 » همو در جاى ديگرى اصرار خود را در نشر احاديث ائمه اطهار عليهم السلام ، به جهت جلوگيرى از بدعتهاى صوفيه دانسته است .
علامه بر روى نسخهاى از تهذيب اين چنين نوشته است : من چون ديدم كه مردم به صوفيان بدعتگذار و حكيمان زنديق مىپردازند ، اين بود كه در برابر آنها آثار امامان را در ميان آنها بپراكندم ، با اين كه مىشنيدم كه دشمنان و مخالفان ، ما را حشوى خارجى مىخوانند » . « 2 » علامه همچنين از كسانى كه زمانى در پى علوم عقلى بوده و پس ازآنرو به حديث اهل بيت عليهم السلام آوردهاند ، ستايش بسيار مىكند . « 3 »
نكتهاى كه نبايد پنهان بماند ، وضع صوفيان بازارى اين روزگار است كه تا حد فاجعهآميزى سبب انحطاط در جامعهء اسلامى بودند ؛ نكتهاى كه شاردن نيز به آن اشاره كرده ، و آنان را افراد تنبلى دانسته است كه نه تنها سودى براى جامعه ندارند ، بلكه مزاحمت نيز دارند . افراد صوفى ، نه به شريعت وقعى مىنهادند و نه به آداب معمولى براى داشتن يك زندگى مناسب و اخلاقى و پاكيزه ، پايبند بودند . از نظر زرينكوب ، برخورد مجلسى با آنان نه از آن باب بود كه وى از اساس ضد عرفان و تصوف باشد ، بلكه علامهء مجلسى به خاطر بازداشتن مردم از جنبههاى نامطلوب تصوف چنين روشى را در پيش گرفته است . « 4 »
با اين حال ، اين گزارش كه در دورهء شيخ الاسلامى علامه مجلسى ، تصوف بطور كل از دايره حكومت خارج شده باشد ، هيچ دليلى وجود ندارد ؛ زيرا حكمى در دست است كه شاه سلطان حسين صفوى به سال 1109 - يك سال قبل از رحلت علامهء مجلسى - ضمن آن يكى از صوفيان را به مقام خليفةالخلفايى نصب كرده است . « 5 »
در واقع ، علامه ، در بحث فلسفه و اصولگرايى و اخبارگرايى و عرفان ، نظرى ميانه داشت و مىكوشيد تا به نوعى با اصل قرار دادن احاديث ، نوعى اعتدال در شيوهها و مكتبهاى موجود فقهى و كلامى ايجاد كند . در اين زمينه ، يكى از بهترين آثار ، رسالهء كوتاهى است كه از وى در پاسخ به سه پرسش در دست است .
هامش
( 1 ) . نك : آقا بزرگ ، ذريعه ، ج 22 ، ص 14
( 2 ) . دانشپژوه ، فهرست نسخههاى خطى اهدايى مشكات به كتابخانهء مركزى دانشگاه ، ج 3 ، ص 1260
( 3 ) . مجلسى ، محمد باقر ، اجازات الحديث ، به كوشش سيد احمد حسينى ، قم ، مرعشى ، صص 9 - 158 ، 186 ، 237
( 4 ) . زرينكوب ، دنبالهء جستجو در تصوف ايران ، ص 260
( 5 ) . نك : گفتار مشاغل ادارى علما در دولت صفويه ، در همين مجموعه .