آورده و چنين اظهار داشته است كه « در اين مدّت كه در بحث و تفتيش و تعمّق در فكرهاى دورانديش بودم ، طريق مختلفه قوم را آزمودم و به كنه سخنان هريك رسيدم » . وى رسالهء خود را با اشعارى نيكو خاتمه داده است ؛ اين اشعار بيش از هر چيز در ندامت از راه طىّ شده است :
هر جميلى كه بديديم به دو يار شديم * هر جمالى كه شنيدم گرفتار شديم
كبرياى حرم حسن تو چون روى نمود * چارتكبير زديم از همه بيزار شديم
شربت لعل لبت بود شفاى دل ما * به عبث ما ز پى نسخهء عطار شديم
در اين بررسىها مىتوان رساله الكلمات الطريفة فيض را نيز مورد استفاده قرار داد . اين رساله در سال 1060 تأليف شده است ، وى در اين رساله حملههاى زيادى به عالمان زمان خود كرده و از زواياى مختلفى انديشهها و معتقدات آنان را مورد انتقاد قرار دانسته است .
فيض در ادامه ، به صوفيان مفرط نيز حمله كرده و در چند بند ، رفتارهاى آنان را نادرست خوانده است .
حاصل سخن آن است كه فيض در نيمهء نخست عمر خويش ، بلكه در دو ثلث آن ، علاقهء خود را به تصوف و عرفان حفظ كرده و با انجام كارهايى مانند تلخيص و تهذيب احياء العلوم غزالى اخلاص خود را نسبت به اين قبيل انديشههاى عرفانى نشان داد . در عين حال ، بعدها نيز كه از اين انديشهها فاصله گرفت ، رنگ اخلاقى - عرفانى همچنان بر آثار او سايهء خود را حفظ كرد . مسير ضد صوفى شدن افكار و انديشههاى دينى ، همان گونه كه فيض را به آرامى متأثر كرد ، فرزندش علم الهدى را نيز بر آن داشت تا سه كتاب در نقد صوفيان بنگارد : يكى درايت نثار فتح اللّه به اعين الاعتبار ، دوم كتاب خردپرور در تنبيه صوفيان خيرهسر و سوم كتاب حقگزار در انكار اذكار بدعت شعار فى الرد على الصوفية . « 1 »
اوجگيرى مبارزات ضد تصوف در دورهء اخير صفوى
آنچه تا اينجا به دست آمد ، نشان مىداد كه از قرن دهم ، آنچه بر ضد تصوف نوشته شده ، نشان دقيقى نمىتوان گرفت . نيمهء نخست قرن يازدهم نيز گرايش عارفانه بر ذهن بسيارى از فقيهان و فيلسوفان حاكم است ؛ جز آن كه نسبت به تصوف ، به ويژه صوفيان بازارى ، انتقادهايى مطرح مىشود . در اينجا بايد به مرحلهء سوم رسيد ؛ مرحلهاى كه در آن موضع ضد تصوف آشكارا جلوه كرده و بسيارى با نوشتن آثار متعدد و همچنين با استفاده از قدرت و امكانات موجود ، به مبارزه بر ضد تصوف مىپردازند . اين زمان ، هنوز انديشههاى صوفيانه ، به ويژه شكل معتدل آن فراوان است و آثارى در جمع ميان طريقت و شريعت
هامش
( 1 ) . علم الهدى ، معادن الحكمة ، مقدمهء آية اللّه مرعشى ، ج 1 ، ص 1 - 80