انجام مهام شما نكرده ، اما من نظر به دوستى با شما بهقدر قوه ، آنچه لازمهء سعى و دقت و ايستادگى بوده باشد در اين خصوص به عمل خواهم آورد . از قرارى كه با شما رفتار كرده ، و مىكنند و اين طريق عزت و احترام كه تا حال به احدى نكردهاند ، به شما كردهاند ، ظن قوى هست كه به كلى شما را مأيوس ننمايند و طريقى در امر شما قرار بدهند كه خوشنود از دولت آنها معاودت كرده باشيد . تا به بينم چه مىشود . خلاصه از اين مقوله صحبت بسيار با يكديگر داشتند و بهقدر شش هفت ساعت صحبت آنها طول كشيد . بعد از گفتگوهاى مذكور برخاسته « 1 » به منزل خود رفت .
آخر شب ايلچى پرتكال به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، فقره [ اى ] اظهار دوستى و اتحاد كرده ، تعارفات رسمى به عمل آورده ، به منزل خود رفت و باقى شب به استراحت گذشت .
يوم سهشنبهء نهم : بعد از صرف ناهار « 2 » مهمانداران و پيشخدمتان و خدمتكاران و سازندهها كه مدت يك هفته بود كه از سراى پادشاهى به جهت مهماندارى آمده بودند ، و لوازم خدمت بهجاى آورده بودند ، معاودت به جا و مكان خود كرده ، مهمانداران و پيشخدمتان قديم ما به نحو ايام گذشته مشغول خدمت شدند .
صاحبى ايلچى چون تا اين روز تعارفى نسبت به گرافنسلرود وزير كه حال به جاى رومردف وزير سابق برقرار شده ، به عمل نياورده بودند ، در اين روز موازى پنج طاقهء شال رضائى دور بوتهء فرد اعلا خريدارى ، و به رسم تكليف به جهت او فرستادند و هدايائى كه از جانب صاحب معظم صدراعظم بهجهت او آورده بودند ، نگاه داشتند كه در هنگام ديگر كه گفتگوى انجام مهام در ميان آمده باشد فرستاده باشند . بعد از فرستادن آنها جنرال نكرى ترجمان و مهمانداران قديم ، نزد صاحبى ايلچى آمدند و مذكور كردند كه چون امروز و امشب به علت ايام عيش همشيرهء پادشاه ، شما در آنجا موعود مىباشيد ، حال وقت رفتن است .
صاحبى ايلچى گاريت طلبيده و سوار گرديده با همراهان روانهء خانهء پادشاه شدند .
به ورود آنجا جمعى از خاصان پادشاه در سر راه آمده ، صاحبى ايلچى را به احترام تمام داخل مكان خلوتى ، نموده ، توقف كردند و بزرگانى كه در آنجا بودند هر يك نزد ايشان آمده تعارف رسمى بهعمل آوردند « 3 » .
پادشاه و مادر و زن و همشيره و داماد او ، با چند نفر از بزرگان و كشيشان در كليسا مىبودند و به آئين خود عقد همشيرهء او را به جهت يكى از شاهزادگان قرال فرنگ مىكردند . بعد از زمانى مشخص شد كه از آن فقره فراغى به هم رسانيده ، مىآيند .
صاحبى ايلچى از آنجا به مكان ديگر كه خلوت خاص پادشاه بود رفتند . قليل جمعيتى از بزرگان عمده و ايلچيان هر قرال و چند نفر خاصان پادشاهى در آنجا بودند .
صاحبى ايلچى با همراهان خود ، در سمت راست ايستاده شدند و ايلچيان قرالها و بزرگان كه بودند در سمت چپ صف كشيده ايستادند . پادشاه و زن و مادر و همشيره و داماد و اشخاصى كه در كليسا بودند وارد آن مكان شدند . پادشاه ابتدا خود در « جلو » « 4 »
هامش
( 1 ) - متن : برخواسته
( 2 ) - متن : نهار
( 3 ) - متن : مىآوردند
( 4 ) - متن : درب