شده ، بودند و همگى توقع تعارفات لازمه داشتند ، و دوستان صاحبى ايلچى ، و بعضى از اهالى انگريز نيز در اين خصوص اصرار كلى به صاحبى ايلچى مىنمودند كه بايد تعارفى نسبت به هر يك آنها على قدر مرتبه به عمل آمده باشد . سياهه هم از دفترخانهء پادشاهى . نزد مهمانداران فرستاده بودند كه اين اشخاص در خدمتگزارى ايلچى مشغول بودند و منظور آنها از فرستادن سياهه ، يافته شد كه به عمل آوردن تعارف است .
روزى از اين روزها ، به قدر چهل طاقهء شال ترمهء رضائى و ابرهء و چهار حاشيه و به قدر شصت هفتاد طاقه چهارقد لاكى ، و دستمال مشكى و مبلغ پانصد تومان وجه نقد ، حسب الحكم صاحبى ايلچى موجود و آماده نموديم و به جهت هر كس هر چيز كه شايسته و لازم بود سياهه كرده ، اسامى آنها را قلمى داشتم كه يوم بعد به مصحوب ديلماج و ساير ايتام و مهمانداران ارسال نزد هوديان كرده باشيم ، ديگر در اين روزها امريكه بايست تحرير شود روى نداد .
يوم دوشنبهء هشتم : صبح بعد از ناهار : صاحبى ايلچى شال و وجه نقد و چهارقد و دستمال مذكوره را با سياههء اسامى موديان نزد خود خواسته ، و تمامى را بهدقت تمام ملاحظه نموده ، و به مصحوب ديلماج خود ، و ايتام و مهمانداران قديم به جهت بزرگان و پاشايان و افيسرها و پيادگان و پيشخدمتان و سازندهها و ساير خدمتكاران سراى پادشاهى و اشخاصى كه لازم بود به موجب ، جزو علىحده « 1 » ارسال داشتند و آنچه بايست به هر كس داده باشند دادند .
بعد از فراغ از اين فقرات ، ناراشكين كه ايشيكآقاسى باشى پادشاهست از جانب پادشاه خدمت صاحبى ايلچى آمده ، كه چون اين چند يوم ايام عيش خواهر پادشاه است كه به يكى از شاهزادگان قرال فرنگ ميدهند و اين همشيرهء پادشاه را كه حال به شوهر ميدهند همشيرهء وسطى است و كرتينه پاولينه اسم اوست صبيحه است سابق شوهرى از اهل سكسنى كه شاهزاده بوده ، داشته فوت شده و حال او را به شاهزاده ورتنبر كه در ايام قديم جزو نمسه بوده ، و حال بر سر خود ، پادشاه دارند مىدهند . پادشاه علاقهء بيحدى با اين همشيره خود دارد و خاطر او نزد پادشاه تعلق بسيار دارد . بسيار سفرها او را همراه برده و از وفور عقل و دانشمندى و زيركى كه دارد ، گاهى پادشاه در امورات سلطنت با او مشاورت مىكرده و آنچه مىگفته قبول طبع پادشاه مىگرديده .
در سفرى كتابى به طريق روزنامه و تاريخ از خود تفسير مىكند و چيزهاى نديده و نشنيدهء بسيار در آن ذكر مىكند كه آن كتاب حال در ميان ايشان قرب بسيار دارد .
عقل و فهم و دانشمندى و زيركى اين همشيره پادشاه بسيار است .
[ ايشيكآقاسى باشى به صاحبى ايلچى فرمود كه ] ( 2 ) پادشاه شما را فردا و فردا شب در خانهء خود به عيش طلبيده كه در آنجا آمده باشيد ، و به عشرت مشغول باشيد .
لكن چون قانون در ميان يوروپ اين است كه هر ايلچى بزرگ كه زودتر از دولتى به دولتى مىآيند ، او را مقدم مىدارند . ولاردكلرك ، ايلچى بزرگ دولت انگريز كه مدتهاست كه در دولت روس مىباشد ، و مرد ريشسفيديست ، هرگاه مقدم بر شما ايستاده
هامش
( 1 ) - متن : علاحده .