كسانى كه در آنجا قبل از بردن اينها بودند سيد اكبر شاه سادات شيرازى جماعت شيرازى و سيد على آقا يزدى بودهاند . سيد ابراهيم قزوينى از توپخانه فرار مىكند و به مجلس مىآيد . مردم مىخواستند ببرند نرفته بود و به مجلس آمده بود و كسانى كه در مجلس بودند : آقا سيد عبد اللّه ، حاج سيد محمد سنگلجى ، امام جمعه ، ظهير الاسلام ، آقا شيخ عبد النبى ، آقا سيد ابراهيم .
در مدرسهء سپهسالار و مجلس سنگرها بستند و تفنگچى [ 53 ] جمع شد و پلو علم گشت و دكاكين و بازار به كلى بسته گشت . در ميدان توپخانه عرقها به سلامتى سبيل فلان و فلان صرف نمودند و عباها و تفنگهاى مردم را غارت نمودند و سه نفر را بدون تقصير قطعه قطعه نمودند . بناى شرارت و هرزگى را گذاشتند .
عصر دوشنبه كه يك نفر را قطعه قطعه كردند آدم عزيز خان خواجه بود . . . « 1 » ميدان مشق آويزان نمودند . در اين حين كه شلوغ شد مردم بى خود تفنگ مىانداختند . گمان مىكردند كه از مجلس آمدهاند . سرباز فرارى شد . اهالى بيوتات كه در طويله بودند به بامها فرار كردند و اهالى توپخانه متفرق گشتند . با اين جرئت مىخواستند جنگ نمايند .
روز يكشنبه و دوشنبه دهم از خالصهء ورامين كه جمعى اقبال الدوله است جماعتى آمدند به حمايت توپخانه و مىگفتند :
ما طالب قرآنيم مشروطه نمىخواهيم !
و جماعت ورامينى اربابى هم به حمايت مجلس آمدند ، و از شاهزاده عبد العظيم هم جمعى به حمايت توپخانه و كسبه و اهالى انجمنها به حمايت مجلس آمدند و در مجلس هم دو پسر ظل السلطان و ظهير السلطان پسر ظهير الدوله و
هامش
( 1 ) . چند كلمه ناخوانا .