يكى از حاضران با شنيدن اين سخنان پرسيد : « پس براى چه خدا را عبادت مىكنيد ؟ » امام عليه السلام از روى ايمان خالص فرمود :
« او را به خاطر نعمتهاى ظاهرى و باطنيش شايستهء عبادت ديده و عبادتش مىكنم . . . » « 1 »
( 1 ) براستى كه عبادت امام عليه السلام از روى معرفتى بود كه هيچ گونه شائبه شك و ترديد و وسوسه و گمان در آن دخالت نداشت و به خاطر طمع و يا ترس و بيم نبود بلكه برخاسته از ايمانى ژرف و ريشهدار بوده است ، چنان كه خود آن حضرت دربارهء انواع عبادت مىفرمايد :
« همانا گروهى خداى عزّ و جلّ را از روى ترس و بيم عبادت مىكنند و اين نوع عبادت ، عبادت بردگان است ، و گروهى ديگر خدا را از روى رغبت و ميل به پاداش عبادت مىكنند و اين عبادت ، عبادت بازرگانان است ، و گروهى خدا را به خاطر سپاسگزارى عبادت مىكند كه اين عبادت ، عبادت آزادگان است . . . » « 2 »
اينها ، انواع عبادت و اطاعت است كه سنگينتر از همه در ميزان سنجش اعمال و محبوبتر از همه در پيشگاه خداى متعال همان عبادت آزادگان است كه تنها براى سپاسگزارى از نعمتهاى منعم والامقام است نه به طمع اجر و مزد او و نه از ترس عقاب و كيفر او . امام عليه السلام در حديث ديگرى اين مطلب را تأكيد كرده ، مىگويد :
« عبادت آزادگان جز به قصد شكر الهى نمىباشد ، نه به خاطر ترس و بيم
هامش
( 1 ) تفسير عسكرى : ص 132 .
( 2 ) صفة الصّفوة : 2 / 53 ، شذرات الذّهب : 1 / 105 ، حلية : 3 / 134 ، البداية و النهاية : 9 / 105 .