متشاغل گشته . . . ( نفثة المصدور . تصحيح آقاى دكتر يزدگردى ص 17 )
دليرانى كه سنبهآسا به دهان توپ و تفنگ مىرفتند ، سنبهء توپ ديباج شدند . . .
نمازگزاران خمرهپرست ، نمازگزار و خمرهپرست ، و از خمرهء عصيان مست گرديده از طريق حقانيت گذشتند .
( ص 147 - 149 كتاب حاضر )
در وقت عطعطهء كفاح و جمجمهء جياد و قعقعهء سلاح و ولولهء اجناد ، قلقل جام مى و چپچاپ بوس و چشچش قليه و فشفش شلواربند . . .
( نفثة المصدور مصحّح آقاى دكتر يزدى ص 40 )
اثر تقليد از اين عبارت را در ص 9 - 11 كتاب حاضر مىبينيم
پرىچهرگان ماه پيكر و بتان خرگاهنشين را بديوان سياه روى و عفاريت زشت منظر رها كرد .
( نفثة المصدور ص 43 )
هر بانويى با نيوى قرين شد و هر پرىرويى با ديوى همنشين .
( ص 145 كتاب حاضر )
از متون ادب عربى بيش از همه مقامات حريرى متأثر است ، و گاهى عين جملهء مقامات را تضمين كرده است ، چنان كه در اين عبارت :
« . . . رأى مسدّد و نيّت مشدّد گشت كه . . . يراع يراع را . . . پيرو سلايق ادهم كلك مسلاق او سازد « و ان لم يدرك الظّالع شأو الضّليع » ( ص 44 - 45 كتاب حاضر )
كه مأخوذ است از اين عبارت حريرى : « الى ان انشئ مقامات اتلو فيها تلو
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 20
مساهمون: سيد جعفر شهيدى
صمقدمهء مصحح ٢٠