تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 18

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٨
هر اديبى كه هنگام تحقيق لغت ، و بيان كمال بلاغت ، مأثورات اصمعى لغوى را لغو پندارد و منقولات هروى را هراء مطلق خواند ، جاحظ آنجا حظّ از دانش خود نبيند ، و كسائى گليم بر سر ترهات بپوشد ، نمرى را كلب صفت قلادهء تعليم بندد ( ص 7 سطر 13 ) هر اديب اريبى كه در بيان افانين ادب سيوطى را بسياط تقريع تأديب نمايد . . نمرى بروبهى گرايد . . . جاحظ آنجا خط دهد ، ابن هرى هرّ از برّ بازنشناسد . . . و كسائى بكساء شرف اكتسا جويد ( ص 61 - 63 كتاب ) فرمان شد تا وثاق وثيق دعائم گردون رواق را محاذى قلعه نصب كردند ، و تمامت لشكر از جوانب مهاوى و مصاعد بر مثال سوار بر ساعد محيط شدند . . . در روز دوم معاينه ديدند كه كنار بارو را از بسيارى هيزم
« حَمَّالَةَ الْحَطَبِ »
ساختند و نهيب
« سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ »
رسانيدند و صورت مجانيق را كه از اطراف برافراشتند
« فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ »
نمود . . . ( ص 555 محاصرهء قلعهء سنجار ) توپچيان به حكم همايون توپهاى قلعه‌كوب را از چهار اطراف نزديك دور برده يك روز از بام تا شام آن ثعابين اژدها اندام را از دهان دوزخ زبانيه ، بر بوم و بام قلعگيان آتش‌افشان ، و احجار قمپاره را كه نازل منزل آيت
« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
بود سركوب ايشان كردند . و از گلوله‌هاى آتشبار بر صحائف سرنوشت آن قوم ، نقوش
« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ »
منقوش ، و الواح جدران را بكلك رعد صرير توپ ، كتاب كتابهء
« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
ساختند ( ص 624 - 625 كتاب حاضر محاصرهء قلعهء كركوك )
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 18 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى