گونهاند ، يا پيرو شريعتاند ، يا بدعت گذار در دين ( يا اهل شريعتاند يا اهل بدعت ) . در جاى ديگر در مورد نبوّت پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرموده است :
« أظهر به الشرائع المجعولة ، و أقمع به البدع المدخولة » « 1 » ، خداوند به واسطهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شريعتهايى كه فراموش شده بود و مردم از آنها آگاهى نداشتند ، را آشكار ساخت ، و بدعتهايى را كه اهل بدعت در اديان پيشين وارد كرده بودند ، را ريشهكن ساخت .
و در جاى ديگر فرموده است : « ما احدثت بدعة الا ترك بها سنّة » « 2 » ، بدعتى حادث نشد مگر اينكه به سبب آن سنّتى ترك گرديد .
فقها و محدّثان بدعت را به گونههاى مختلف تعريف كردهاند كه نمونههايى را يادآور مىشويم :
1 . البدعة ، ما أحدث ممّا لا اصل له في الشريعة يدلّ عليه ، اما ما كان له اصل من الشرع يدل عليه ، فليس ببدعة شرعا و ان كان بدعة لغة « 3 » .
2 . ما أحدث و ليس له اصل في الشرع ، و ما كان له اصل يدلّ عليه الشرع فليس ببدعة « 4 » .
هامش
( 1 ) - همان ، خطبهى / 161 .
( 2 ) - همان ، خطبهى / 145 .
( 3 ) - ابن رجب الحنبلي ، جامع العلوم و الحكم ، ص 160 . نقل از كتاب البدعة آية ا . . . سبحانى ، ص 25 .
( 4 ) - ابن حجر العسقلاني ، فتح الباري : 17 / 9 . نقل از كتاب البدعة ، ص 25 .