گفت :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
. « 1 »
از سوى ديگر ، اعطاى چنين مقامى به ابراهيم در گرو آزمونهاى بزرگى بوده است كه خداوند وى را به آنها آزموده است
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ
مبارزه با نمرود و نمروديان ، مقاومت در برابر آزر و ديگر بتپرستان و پرستشگران ماه و خورشيد و ستارگان ، تصميم بر ذبح فرزند دلبندش اسماعيل از آزمونهاى بزرگ است كه قرآن كريم آنها را يادآور شده است . اين قراين به روشنى برجستگى مقام امامت را آشكار مىسازد .
البته ، لازمهى برتر بودن مقام امامت از نبوت و رسالت مستلزم اين نيست كه مقام امام برتر از مقام پيامبر باشد ، چراكه ممكن است پيامبرى چون ابراهيم هردو مقام را دارا باشد . اين مطلب كه آيا همهى پيامبران داراى مقام امامت نيز بودهاند يا اين مقام مخصوص برخى از آنان بوده است ؟ و اگر همگانى بوده است ، اين مقام مقول بالتشكيك و داراى مراتب و درجات است ، يا نه ؟ بحث ديگرى است . و مىتوان گفت آنچه از آيات قرآن به دست مىآيد اين است كه همهى پيامبران داراى مقام امامت بودهاند ، ولى درجات امامت آنان متفاوت بوده است . عموميت امامت پيامبران را مىتوان از آيات ذيل به دست آورد .
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا
؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . ابراهيم / 39 .
( 2 ) . انبياء / 73 .