مىداند . وى از گروهى از اهل علم و همراهان امام على عليه السّلام نقل مىكند كه ، اولين كسانى كه امامت على عليه السّلام را واجب دانست سبائيه بودند « 1 » شايد با توجه به بىطرفى وى در گزارشهاى مربوط به ديگر گروههاى شيعى بوده است كه بنابر گزارش مقدمه مترجم ، برخى وى را از معتزله مىدانستند . به هر تقدير ، اين متكلم بزرگ شيعى كه خود داراى آثارى نظير : الرد على الغلاة ، و الرد على فرق الشيعة ما خلا الامامية ، نيز الرد على الواقفه است « 2 » ، بهطور گسترده انشعابات و انحرافات فرقههاى شيعى مانند : علوى ، عباسى ، غالى ، كيسانى ، واقفى و فطحى را پس از رحلت هريك از امامان شيعه گزارش مىكند . با اينحال ، در داورى خود دربارهء فرقههاى غالى جملههايى چون « آنها خود را به شيعه بستند و ادعاى تشيع داشتند » را به كار برده و عليه تشيع زيدى نيز گاهى مواضع تندى اتخاذ كرده ، و آنها را دروغگو و فريبكار مىداند . « 3 » نويسنده ، خط سير جدايىهاى فرقهاى و انشعابات آن را بر محوريت دوازده امام دانسته و در يك دستهبندى كلى ، شيعيان را به شيعيان علوى و عباسى تقسيم مىكند . « 4 »
3 . المقالات و الفرق ؛ سعد بن عبد الله ابن خلف الاشعرى القمى ( م - 299 يا 301 ق ) ، تصحيح و تقديم و تعليق : محمد جواد مشكور .
اثر حاضر چندان تفاوت ماهوى و شكلى قابل توجهى با « فرق الشيعة » نوبختى ندارد و حتى برخى به خاطر تشابه زياد با كتاب فرق الشيعة ، آن را با اين كتاب يكى تلقى كردهاند . « 5 » البته مصحح اين اثر در مقدمه خود ، ضمن برشمردن اختلافات
هامش
( 1 ) . همان ، ص 22 .
( 2 ) . همان ، مقدمهء مترجم ، ص 16 .
( 3 ) . نوبختى ، ص 55 - 75 .
( 4 ) . همان ، ص 46 .
( 5 ) . اقبال ، عباس ، خاندان نوبختى ، ص 140 ؛ جعفريان ، منابع تاريخ اسلام ، ص 324 ، تراثنا ، سال اول ، شماره اول ، مقاله « فرق الشيعة او المقالات الاماميه للنوبختى ام الاشعرى » . دربارهء زندگىنامه نويسنده و اختلافات اين دو كتاب نك به : مقدمه مصحح همين كتاب و ترجمه كتاب فرق الشيعة توسط همين مصحح .