على شاه كه او را مخالف خود مىدانست وى را معزول كرد و ظل السلطان به اروپا رفت .
در موقع بازگشت از اين سفر در رشت و به عبارت صحيح در منجيل بوسيلهء مجاهدين توقيف شد و با اينكه كشندهء پدر سردار اسعد بختيارى بود به وساطت انگليسها از قصاص نجات يافت ولى مبلغ 000 ر 300 تومان از او گرفته و به او اجازه داده شد كه به فرنگستان برگردد . « 1 »
در 24 مارس 1916 مطابق 9 جمادى الاولى 1334 بهرام ميرزا پسرش كه در كشتى انگليسى سسكس
Sussex
مسافرت مىكرد با حملهء آلمانها غرق شد و از اين تاريخ بهت و اندوهى جانگزاى بر ظل السلطان عارض شد كه منجر به جنون گرديد . در اواخر جنگ بين الملل اول ظل السلطان به اصفهان بازگشت و در آنجا گرفتار جنون و اندوه به انزوا گوشهاى گرفت تا اينكه در شب 23 رمضان 1336 درگذشت و جنازهء او را به مشهد بردند و در آنجا به خاك سپردند .
ظل السلطان مردى بود تنومند و كوتاهقامت . موىسر و سبيل و ابروان او سياه و پوست بدنش مايل به سياهى ( سيهچرده ) و چشم چپش لوچ بود و گرچه فارسى و عربى و فرانسه را در كودكى خوانده بود ليكن سوادى نداشت و نمايندهء سواد او « سرگذشت مسعودى » « 2 » است كه به نام او معروف است . معلم فرانسهء او ميرزا يعقوب پدر ملكم و پس از او ميرزا هارطون ارمنى مترجم اول وزارت خارجه و اندكى هم ريشارد خان بوده است .
اولين ازدواج ظل السلطان با همدم الملوك دختر عمهاش عزت الدوله و ميرزا تقى - خان امير كبير بود و بديهى است زنهاى ديگرى را نيز به حبالهء نكاح خود درآورده است و فرزندان متعدد پيدا كرد . منجمله سلطانحسين ميرزا جلال الدوله كه نام و لقب عم جوانمردهاش را يافت و مدتها حكومت يزد و فارس را داشت و داماد ميرزا يوسف مستوفى الممالك بود . ديگر هرمز ميرزا و سلطانمحمود ميرزا يمين السلطنه و تيمور - ميرزا و فريدون ميرزا و مراد ميرزا و بهرام ميرزا و فيروز ميرزا و محمد حسن ميرزا و همايون ميرزاى امير ارفع و اسماعيل ميرزاى معتمد الدوله و اردشير ميرزا و غلامحسين - ميرزا و اكبر ميرزاى صارم الدوله كه داماد ميرزا على اصغر خان امين السلطان شد و هنوز هم زنده است . « 3 »
عمارت فعلى وزارت آموزش و پرورشخانهء ظل السلطان و عمارت شمالى آن خانهء خواهرش بود كه در موقع بمباران مجلس به توپ بسته و غارت شد .
لقب ظل السلطان در زمان فتحعلى شاه به على خان پسر او كه مدعى محمد شاه شد
هامش
( 1 ) تفصيل اين مطلب و اسناد آن را و اينكه در كجا و چطور توقيف شد و چه مبلغ پول ازو گرفتند براساس اسنادى كه در اوراق سيد حسن تقىزاده يافتم در كتاب « اوراق تازه ياب مشروطيت » نوشتهام . ( تهران ، 1359 ) .
( 2 ) در زمان خودش چاپ سنگى شد و درين سالها هم از روى همان چاپ دوبار چاپ شده است .
( 3 ) وزير ماليهء كابينهء قرارداد 1919 . اكنون مرده است .