چه در اوائل كار اين دو استاد بزرگوار دو مداح اين دو شاهزادهء عاليمقدار بودند .
از غزليات فروغى مرحوم بسيارى به طبع رسيده و غالبا تغزلاتش به نام همايون اين پادشاه دانشپرور زيب و زيور يافته است . رحلت فروغى در طهران افتاد . ميرزا محرم شاعر به تاريخ فوت او گفته كه
« بىفروغى هست خورشيد سخن اندر حجاب »
.
ميرزا محمد مهدى بن ميرزا محمد باقر اصفهانى
از فضلاء معتبر اين عصر است و با منصب استيفاء ديوان اعلى غالبا به تأليف رسائل و نظم اشعار روزگار مىگذرانيد و « فروغ » تخلص مىكرد .
ميرزا حبيب الله قاآنى
خلف ميرزا محمد على گلشن شيرازى اصلا از ايل زنگنه است .
ما را شهرت شئونات اين شخص از مشقت اشباع در شرح احوالش آسوده ساخته و گرنه مىبايستى مدتى در معرفى مقامات و مراتب و معالى و معارفش معطل شده باز از عهدهء حق تعرفت برنيائيم .
ديوانش مكرر در ايران و غير آن به طبع رسيده ، همانا در ميان فحول رجال اين عهد جاودانى حكيم قاآنى در شعريات عطف است بر شيخ الطايفه مرتضى الانصارى در شرعيات ، و فيلسوف اعظم حاج مولى هادى سبزوارى در عقليات كه هريك از ايشان در فن خاصهء خود اولين شخص مسلم بود ، قولا مطلقا .
چيزى كه مايهء انحطاط پايهء حكيم باشد فقط تناول الفاظ شنيع الذكر است استعمالا مشبعا .
رحلت حكيم در يكهزار و دويست و هفتاد و دو هجرى بطهران افتاد ، اعلى الله مقامه .
ميرزا محمد مهدى
خلف ميرزا جانى كدخداى طهرانى از اساتيد شعراء به شمار مىآيد و « جرس » تخلص مىكرد و طبعى قادر داشت .
حاج ميرزا ابرهيم شاعر « مشترى » تخلص حسام الشعراء ملقب
اصلا از مردم مشهد مقدس بود و در دار الخلافهء طهران مىنشست . ما بين سخنوران وقت به استادى و تتبع تام مسلم بود و بالخصوص در هجاء تسلطى عظيم داشت و در علم قافيه و عروض از اجلهء اساتيد محسوب مىگرديد و در حضور همايونى كما هو حقه معروف بود و كثيرا با ميرزا مايل افشار احضار مىشدند و در حضور موفور السرور مثل جرير و فرزدق در حق يكديگر به طعن و دق مىپرداختند و مهاجاة مىورزيدند ، تجاوز الله عنهما .
فوت حاجى ميرزا مشترى در ذيحجهء يكهزار و سىصد و پنج افتاد .
ميرزا حسن شاعر افشار
مدتها نوكر ديوان اعلى بود و در وزارت امور خارجه انشاء مىكرد و زمانى دراز در بندر لنگه حسب المأمورية توقف داشت . جنبهء شاعرى عاقبت غالب آمد و ترك خدمت گفت و همى طبعآزمائى فرمود تا استادى بزرگ شد و « مايل » تخلص مىكرد ،