ترين شاهزادگان ايرانى است « 1 » . - بچهارده سالگى پدر و سرورانش را فجيعانه كشته يافت ، و به همان سن سپس خلع از سلطنت از دو چشم كورش كردند ، و چون مجددا با كورى بتخت رسيد مواجه با ياغيگريهاى فرزندان حرف نشنو خود شد ، و بالاخره در آخر عمر نيز بهنگامى كه آغا محمد خان قاجار بمشهد آمد دستور داد تا دور سر او را گچ گرفتند و در آن سرب مذاب ريختند تا محل جواهرات نادرى را بروز دهد . بيچاره بر اثر اين نسق نالان شد و كمى بعد جان داد « 2 » .
به « مجمل التواريخ گلستانه » و « روضة الصفاى ناصرى » جلد نهم رجوع شود .
( 1409 )
ص 431 ، سطر 22 : وساده
[ و سا د ه ] ( اسم ) بالين ، تكيهجاى ، ناز بالش .
( از آنندراج ) .
[ ص 432 ]
( 1410 )
ص 432 ، سطر 12 : سرخه
[ س ر خ ] ( اسم خاص ) . نام يكى از دهستانهاى بخش مركزى شهرستان سمنان است . كه در جلگه باخترى سمنان و بر سر راه شوسهء سمنان بطهران قرار دارد . مركز آن بنام سرخه است كه در 20 كيلومترى جنوب باخترى سمنان و كنار جاده طهران سمنان واقع است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 3 ) .
( 1411 )
ص 432 ، سطر 19 : قلاپور
[ ق لا پو ر ] ( اسم خاص ) . نام قلعهاى بوده است بين قزوين و ساوه .
( از پاورقى صفحهء 87 مجمع التواريخ مرعشى ) .
هامش
( 1 ) - البته در سفاكى دست كمى از نادر نداشت چه وقتى فهميد كه قصد خلع او را دارند باندرون رفت و فرزندان خردسال عليقلى ميرزا را كشت . ( از مجمل التواريخ گلستانه ) .
( 2 ) - مثل آنست كه رقم ازلى بر آن رفته بود كه اولاد و احفاد شاه سلطان حسين صفوى از هر تيرهاى كه باشند بزجر و ناكامى زندگى كنند و به سختى و بدبختى جان دهند . نه تنها شاهرخ ميرزا به اين سرنوشت دچار آمد بلكه نوهء ديگر شاه سلطان حسين ، بنام شاه سليمان دوم ، چهل روزى حكومت كرد سپس مفتضحانه از حكومت خلع و از دو چشم ميل كشيده شد .