تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
درگاه معلّى شده معروض سدّه سينه و الا ساخته كه بعد از آنكه پيمانهء عمر مهديخان در دست اهالى دربند پر گشت ، آنها كه ساقى اين بزم و مجلس آراى اين قصد و عزم بودند ، از مستى و غفلت هشيار گشته ، دانسته بودند كه عاقبت كاسه اين باده در سر ايشان خواهد شكست ، و احتساب شحنهء بازخواست خديو جهان دست مراد ايشان را برقفا خواهد بست ، لهذا فرار كرده به احمد اوسمى قيتاق توسّل جسته « 1 » بعضى هم گريخته بارك قلعهء دربند تحصن جستند . جمعى از اهل دربند كه درين امر سر از رفاقت ايشان چيده بودند ايشان را از ارك به نارين قلعهء عدم فرستاده ، و مراد سلطان را كه سرمايهء فساد بود گرفته ، دربند آوردند . فرمان همايون خطاب به اوسمى مزبور از موقف اعلى عزّ صدور يافت تا جمعى را كه به او توسّل جسته بودند مقيّد ساخته نزد سردار بيك روانه نمايد . اوسمى بر وفق فرمان عمل كرده ، سردار بيك ، ايشان را با بقيّه اشرار ، كه كوچه‌گرد شهرستان فساد بودند ، بر سر بازار سياست از پا درآويخته ، اجسادشان را طعمهء كلاب ساخته « 2 » و جمعى را كه شايسته سياست نبودند به حكم و الا كوچانيده بقلعهء جديد شيروان آورده سكنى داده ، طايفه صور 1095 را از شيروان بجاى آن طايفه كوچانيده و برده در قلعهء دربند ساكن ، و نجف سلطان را در امر حكومت تمكّن داده و مراد سلطان را مقيّدا بدربار سپهر اقتدار فرستاده ، كه مشار اليه در روز ورود به تيغ تيز سر بر آستان تسليم گذاشت . بعد از ورود كوكبهء گيتىستان به سيستان حرم محترم و آغروق و بنه را بسركردگى اماموردى بيك قرقلو ، كه در آن اوقات بشغل نظارت بيوتات خاصه سرافرازى داشت ، با جمعى از تفنگچيان فيروزى انتساب در سيستان گذاشته ، در دوّم شهر شوال بفيروزى و اقبال از سيستان رايت‌افراز لواى همايون‌فال گشته ، از راه دلخك و دلارام روانه ، در هيجدهم ماه مزبور خارج قلعهء گرشك را مضرب خيام سپهر احتشام
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « پناه آورده » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « اجسادشان را خوراك مرغان هوايى كرده . »