روى به هزيمت نهادند . پيروزى مسلمانان در آغاز نبرد چنان برقآسا بود كه گفته شده است : خداوند در هيچ جنگى چون جنگ احد مسلمانان را پيروز نكرد ، تا آنكه دچار اختلاف و تفرقه شدند . « 1 »
1 - تخلف از دستور فرماندهى :
چنان كه گفته شد ، پيامبر خدا ( ص ) تعدادى از رزمندگان اسلام را بر شكاف كوه گمارد و به آنان دستور داد كه تحت هيچ شرايطى محل مأموريتشان را ترك نكنند . اما اينان با مشاهدهء فرار دشمن و اشتغال مسلمانان به گردآورى غنيمتها ، كار جنگ را خاتمه يافته تلقى كرده ، تصميم به ترك محل مأموريت گرفتند . فرماندهء اين گروه هر چه كوشيد موفق نشد و تنها عدهء اندكى حاضر شدند با وى بمانند . با كمال تأسف ، اين تصميمگيرى شتابزده كه منشأ دنيا دوستى نيز داشت ، باعث بروز فاجعهاى بزرگ و دردناك شد . اين فاجعه هشدارى است براى رزمندگان اسلام كه در لحظهء پيروزى از غرور و غفلت برحذر باشند ، چنان كه در زمان شكست نيز نبايد يأس و ترس رابه خود راه دهند .
2 - استفادهء قريش از اصل غافلگيرى :
سپاه قريش پس از شكست و فرار اوليه به فكر بازگشت و حملهء دوباره ، به اصطلاح امروز « پاتك » افتاد . اوضاع جوى نيز به نفع آنان تغيير كرد و باد در جهت مخالف مسلمانان وزيدن گرفت . اين در حالى بود كه مسلمانان درنهايت غفلت به جمعآورى غنيمتها مشغول شده ، جنگ را فراموش كرده بودند .
سواران قريش متوجه شكاف كوه شدند و اندك مقاومت تيراندازان باقيماندهء سپاه اسلام را درهم شكستند و از پشت به مسلمانان حملهور شدند . « 2 »
ب - مرحلهء دوم نبرد
با تهاجم دوبارهء قريش ، صحنهء جنگ دگرگون شد . صفهاى سپاه اسلام درهم ريخت و دشمن ، سواره و پياده به آنها هجوم آورد . امكان مرتب كردن دوبارهء صفها وجود نداشت .
تعداد زيادى از مسلمانان ، صحنه نبرد را ترك كردند و تعداد باقيمانده نيز به اتكاى
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بيشتر ر . ك . مغازى ، مترجم ، ص 166 .
( 2 ) - همان ، ص 167 .