دشمنتاخت و راه را براو بست . دراين غزوه رئيس مهاجمان با ديدن معجزهء الهى اسلام آورد و يكى از مبلّغان فعّال اسلام شد و اين امر براى مسلمانان موفقيت بزرگى بهحساب مىآيد . « 1 »
2 - غزوهء بنى سليم :
هنوز دو ماه از غزوهء پيشين نگذشته بود كه خبر حملهء ديگرى به مدينه رسيد . رسول خدا ( ص ) بىدرنگ اعلام بسيج داد تا دشمن را پيش از رسيدن به مدينه سركوب كند . سرعت كار و چگونگى حركت مسلمانان به گونهاى بود كه دشمن ياراى مقابله را در خود نديده ، گريختند و مسلمانان پيروزمندانه به شهر بازگشتند . « 2 »
ج - برخورد مسلمانان با مشركان قريش
مسلمانان با قريش درگيرى مهمى نداشتند . تنها يك مورد حمله از طرف ابوسفيان به مدينه صورت گرفت كه دفع شد . او همراه دويست سوار عازم مدينه شد و شبانه نزد يهود بنى نضير رفت و از آنان تقاضاى همكارى كرد . آنها كه از واقعهء بنى قينقاع كينهء مسلمانان را به دل داشتند او را راهنمايى و پذيرايى كردند . با اين حال ابوسفيان كارى نتوانست انجام دهد ، جز آنكه دو نفر غير نظامى مسلمان را به شهادت رساند و گريخت .
ترس مشركان در وقت فرار چنان بود كه توشهء راهشان را كه خوراكى به نام سويق بود ، به جاى نهاده ، جان خود را به در بردند . « 3 »
مصادرهء كاروان قريش :
پس از جنگ بدر ، راه تجارى مكه - شام كه از ساحل درياى سرخ مىگذشت ، نا امن شد و قريش جرأت عبور از اين راه را نداشت و به فكر انتخاب راه ديگرى افتاد . كسى آنان را راهنمايى كرد كه مسلمانان با مسيرى كه از سوى عراق مىگذرد ، آشنايى ندارند . آنان نيز گفتارش را پذيرفته ، كاروانى با مال التجارهء بسيار به راه انداختند خبر حركت اين كاروان به رسول خدا ( ص ) رسيد . آن حضرت گروهى را به فرماندهى زيد بن حارثه به تعقيب آنان فرستاد . مجاهدان اسلام بر آنان تاختند و سران كاروان پا به فرار نهادند .
رزمندگان اسلام چند تن را به اسارت گرفته ، همراه كالاهاى غنيمتى به مدينه بردند . « 4 »
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر ر . ك . بحارالانوار ، ج 20 ، ص 3 ؛ مغازى ، مترجم ، ج 1 ص 142 .
( 2 ) - مغازى ، مترجم ، ج 1 ، ص 143 .
( 3 ) - بحاراالانوار ، ج 20 ، ص 2 .
( 4 ) - ر . ك . مغازى ، مترجم ، ج 1 ، ص 142 - 144 .