جانشين خود قرار داده بود ، مملكت مصر را ضميمه امپراتورى خود كردند ؛ سپس در 65 ق . م سوريه را كه در دست دولت ضعيف سلوكى بود ، به عنوان ايالتى ضميمهء خاك روم كردند . به فرمان پومپه ( پومپيوس ) ، رود فرات مرز شرقى اين ايالت شناخته شد .
روميان دولتهاى كوچك عرب را كه در مشرق سوريه تشكيل شده بودند به حال خود گذاشتند . . . به اين ترتيب ، سوريه از تسلط سلوكيان يونانى خارج و جزئى از امپراتورى روم شد . « 1 » .
اعراب پس از نخستين پيروزيهاى خود در جنگ با روميان ، در صدد آموختن فنون جنگى متداول ميان آنان برآمدند . برخى از اين فنون ، استفاده از مهندسى براى حمله به شهرها و ساختن استحكامات دفاعى بود . اعراب براى منظور اخير ، از اردوگاههاى مستطيل شكل و مستحكم شدهء روميان تقليد كردند و هر جا را اشغال مىكردند ، اين گونه شهرهاى نظامى ( معسكر يا اردوگاه ) را ، بويژه در نقاط دور افتاده مىساختند . « 2 » اعراب در آغاز فتوحات اسلامى ، بنا به دستور خليفهء دوم در كنار شهرها مىماندند و در جايى كه ميان آنان و شهر مدينه دريا يا رودخانه فاصله بود اردوگاهى نمىساختند ؛ آنان در كنار شهرهاى بزرگ ، چادر و سراخيمه برپا مىكردند و زن و بچه خود را نيز به آنجا مىبردند . اين اردوگاهها كمكم به شهر مبدل شد ؛ چنان كه بصره و كوفه و فسطاط به همين صورت تأسيس و كمكم به شهرهاى بزرگ تبديل شدند . « 3 »
شام كه آن را سوريه نيز مىگفتند ، همانطور كه اشاره رفت جزء ايالات روم بود و به چند ناحيه تقسيم مىشد و هر ناحيه بطريق يا فرماندهء لشكرى داشت كه تابع شهر مركزى ( دمشق « 4 » كه بزرگترين شهر ايالت به شمار مىرفت ) بود . « 5 »
مسلمانان از 13 ق / 634 م به بعد ، سرزمين سوريه را فتح كردند . جغرافيادانان اسلامى دربارهء شام نوشتهاند كه از آنرو اين سرزمين را شام گفتهاند كه شامّهء ( به معناى
هامش
( 1 ) . همان ؛ ص 12 - 16 .
( 2 ) . همان ؛ ص 224 .
( 3 ) . زيدان ، جرجى ؛ تاريخ تمدن اسلام ؛ ج 1 ، ص 137 .
( 4 ) .Demaq , Demesq( 5 ) . ر . ك . : قدامة بن جعفر ؛ كتاب الخراج و صنعة الكتابة ؛ ص 165 - 178 .