و همانجايى است كه ناحيهء عثّر قرار داشت . همو گويد كه در حديث اسود عبسى در كتاب حاشيه به خط ابن حاضنه ديدم كه گفته بود ، زرزر بن صهيب شرجى ، مولاى خاندان جبير بن مطعم قرشى ، از آنجا بود كه عطاء از او روايت شنيده و سفيان بن عيينه از او روايت كرده ، وى مردى پرهيزگار بوده است . « 1 » ابو الفداء مىنويسد : شرجه بندرى بر ساحل درياست كه خانههايش از نى ساخته شده و طاقهاى چوبى دارد . « 2 »
سرّين به گفتهء ابن خرداذبه از منازل ميان راه مكه تا عمان بوده است . « 3 » نوشتهاند از مضافات مكه بر ساحل دريا بوده است . « 4 » اصطخرى در وصف آنجا مىنويسد : سرين مرز ميان يمن و حجاز است ، چون از مرز سرين بيرون شوى به ناحيت يلملم رسى . « 5 » سرين شهرى كوچك و داراى دژى بوده است . جامع آن نزديك دروازه قرار داشت .
شهر داراى يك كارگاه ( ؟ ) بوده است . سرّين فرضه سروات است كه مركز حبوبات و خرما و عسل فراوان ( تهامهء يمن ) بوده است . « 6 » به نوشتهء ادريسى ، سرّين شهرى است بر ساحل دريا و فاصله آن تا حلى پنج روز راه است . قلعهاى استوار و خوشجايگاه دارد .
آبش فراوان است . فرمانرواى آن حقوق مرسومى ( گمركى ) را از كشتيهايى كه در درياى سرخ از بالا به پايين و بالعكس به اين بندر وارد مىشوند و از كالاهاى بازرگانى و برده تأمين مىكند كه نيمى از آن را به فرمانرواى تهامه و نيم ديگر را به امير هاشمى مكه مىپردازد . « 7 » به نوشتهء ياقوت ، سرّين به لفظ تثنيه شهر كوچكى نزديك مكه بر ساحل درياست كه ميانشان چهار روز راه و ميان آن و جدّه پنج روز راه است . « 8 » ابو الفداء فاصله مكه و سرّين را به فرسخ ، نوزده فرسخ ذكر كرده است . « 9 » ابن خلدون مىنويسد : اين شهر در انتهاى تهامهء يمن است كه بر ساحل دريا قرار دارد . بارو ندارد و خانههايش نيين است . راجح بن قتاده در سال 650 هجرى قمرى آنجا را تصرف كرد . دژ آن نيم مرحله با
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 275 .
( 2 ) . تقويم البلدان ؛ ص 90 .
( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 148 .
( 4 ) . البلدان ؛ ص 316 .
( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 16 .
( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 86 .
( 7 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 138 .
( 8 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 89 .
( 9 ) . تقويم البلدان ؛ ص 93 .