درگذشت و مجددا حطان بن منقذ بر زبيد دست يافت . در سال 578 هنگامى كه سيف الاسلام طغتكين ، برادر صلاح الدين ايوبى ، به شهر زبيد رسيد ، حطان بن منقذ به يكى از دژهاى يمن پناه برد . « 1 » به نوشته ياقوت زبيد شهر مشهورى در يمن است كه در روزگار مأمون عباسى به سال 204 ( به دست محمد بن زياد ) بنا شد . « 2 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء گفتههاى او را تأييد مىكند و مىنويسد : بارهاى دارد كه هشت دروازه دارد و فرضه يمن است . « 3 » ابن بطوطه كه خود زبيد را ديده در وصف آنجا مىگويد :
شهرى است بزرگ كه جزء خاك يمن بهشمار مىرود و تا صنعاء چهل فرسخ فاصله دارد ، در كشور يمن بعد از صنعاء شهرى به بزرگى و ثروتمندى زبيد نيست ، در اين شهر باغ بسيار و آب و ميوه و موز فراوان است ، زبيد در ميان دشت و دور از دريا واقع است و يكى از مراكز يمن بلكه از زيباترين شهرهاى آنجا مىباشد . . . نخل فراوان دارد . مردم آن خوشخوى و لطيفطبع و زيباروى هستند . . . مردم زبيد زمستان و تابستان هر روز شنبه را تعطيل مىكنند و به باغهاى خرما مىروند ؛ در اين روز كسى از مردم شهر و حتى بيگانگان در خانه نمىماند ؛ فروشندگان ميوه و حلوا متاع خود را در بيرون شهر عرضه مىكنند ؛ زنها سوار محمل و شتر مىشوند و به گردش مىپردازند . . . علما و دانشمندان زبيد عموما مردمى صالح و متدين و امين و داراى مكارم اخلاقند . « 4 »
عثّر شهرى است در تهامهء يمن . به نوشتهء يعقوبى از مضافات مكه است كه در ساحل دريا و از سواحل ( تهامه ) يمن بهشمار مىرود . « 5 » مقدسى در وصف آن مىنويسد :
ناحيت با اعتبارى است ، پادشاهى جداگانه دارد . شهرهايش زيبايند . عثّر شهرى بزرگ ، نيكو و پرآوازه است . قصبهء آن ناحيت و درگاه صنعاء و صعده بهشمار مىرود . بازارى آباد و مسجد جامعى زيبا دارد . . . آب ( آشاميدنى ) را از راه دور مىآورند گرمابههايش كثيف است . « 6 » به گفتهء ياقوت ميان اين شهر و مكه ده روز راه فاصله است . . . فوايد آنجا
هامش
( 1 ) . كامل ؛ ج 22 ، ص 210 و 227 .
( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 915 و 916 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 313 و 314 .
( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 89 .
( 4 ) . سفرنامه ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 269 و 270 .
( 5 ) . البلدان ؛ ص 316 و 319 .
( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 86 .