دشمنانش حفظ كنيد . ايشان فرود آمدند : جبرئيل بالاى سر على ( ع ) و ميكائيل در پايين پاى آن حضرت و فرشتگان فرياد مىزدند : مرحبا ! مرحبا ! چه كسى مثل توست اى پسر ابو طالب در حالى كه خداوند به وسيلهء تو بر فرشتگان افتخار مىكند ؟ سپس رسول خدا ( ص ) آهنگ مدينه فرمود و دربارهء على ( ع ) اين آيه نازل شد :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ »
. « 1 »
( 1 ) ابن عبّاس مىگويد : نخستين كسى كه به منظور جلب رضاى خدا جانش را فروخت ، على بن ابى طالب ( ع ) بود ، و ابن عبّاس مىگويد : امير المؤمنين ( ع ) اين شعر را كه آن شب سروده بود براى ما خواند :
وقيت بنفسى خير من وطئ الحصا * و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر
رسول الإله خاف أن يمكروا به * فنجّاه ذو الطّول العلىّ من المكر
و بات رسول اللّه فى الغار آمنا * موقّى و فى حفظ الإله و فى ستر
و بت اراعيهم و ما يثبتوننى * و قد وطنت نفسى على القتل و الأسر . « 2 »
( 2 )
داستان قربانى
احمد [ حنبل ] در مسند با سندى كه گذشت از قول اسود بن عامر به نقل از شريك و او از ابو الحسن ، از قول حكم و او از حبيش ، و همچنين احمد در كتاب « الفضائل » با همين سند از على ( ع ) نقل كردهاند كه فرمود : « رسول خدا ( ص ) به من امر كرد تا هميشه از طرف او
هامش
( 1 ) بقره ( 2 ) آيهء 207 : بعضى از مردم ( با ايمان و فداكار همچون على ( ع ) در ليلة المبيت به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر ( ص ) جان خود را در برابر خشنودى خدا مىفروشند . و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است .
( 2 ) جان خود را براى بهترين كسى كه روى زمين گام نهاده ، سپر قرار دادم ، او كه گرامىترين انسانى بود كه خانهء خدا و حجر الاسود را طواف نمود .
فرستادهء خدا كه بيمناك بود مبادا او را غافلگير كنند ، اين بود كه خداوند بخشنده و توانا او را از مكر و حيلهء دشمنان نجات داد .
رسول خدا ( ص ) در آن شب با ايمنى در غار خوابيد ، مصون از گزند و در حفظ و پوشش الهى بود . و تمامى شب را منتظر ( حملهء ) ايشان بودم ، و خود را براى كشته شدن و اسارت آماده كرده بودم .