خدا ( ص ) از او پرسيد : « آيا كسى به تو چيزى داد ؟ » گفت : آرى اين نمازگزار در حال ركوع اين انگشترى را مرحمت كرد ، پيامبر با شنيدن اين سخن تكبير گفت و جبرئيل در حالى نازل شد كه اين آيه را تلاوت مىكرد ، ( 1 ) آنگاه حسان بن ثابت اين اشعار را سرود :
ابا حسن تفديك روحى و مهجتى * و كلّ بطيء فى الهدى و مسارع
فأنت الّذى أعطيت إذ كنت راكعا * فدتك نفوس الخلق يا خير راكع
بخاتمك الميمون يا خير سيّد * و يا خير شار ثمّ يا خير بايع
فانزل فيك اللّه خير ولاية * و بيّنها فى محكمات الشرايع « 1 »
( 2 ) و نيز فرمود :
من ذا بخاتمه تصدّق راكعا * و اسره فى نفسه اسرارا
من كان بات على فراش محمد * و محمد أسرى يؤم الغارا
من كان فى القرآن سمّى مؤمنا * فى تسع آيات تلين غزارا « 2 »
كه به قول ابن عبّاس اشاره مىكند كه گفت : خداوند هيچ آيهاى را در قرآن نازل نكرده است مگر آن كه على فرمانروا و در سرلوحهء آن است .
( 3 ) اگر كسى بگويد : انگشترى را در حال نماز از انگشت بيرون انداختن كار لغو و بيهودهاى است و چنين كارى به على ( ع ) زيبنده نيست ! ما به دو صورت پاسخ مىدهيم : يكى اين كه ما گفتيم آن حضرت به سائل اشاره كرد و او انگشتر را از انگشتش در آورد . دوم آن كه به هنگام نماز سخن گفتن و بعضى كارها در نزد
هامش
( 1 ) اى ابو الحسن ! جان و دل من و هر كه دير يا زود در راه هدايت گام نهد فداى تو باد ! تو بودى كه در حال ركوع ( انگشترى ) دادى ، روح همهء خلايق فداى تو باد ! اى بهترين ركوعكننده ! انگشترى با بركت خود را مرحمت كردى ، اى بهترين سرور و بهترين خريدار و فروشنده ، و آنگاه خداوند دربارهء تو بهترين نوع ولايت را نازل فرموده و آن را در آيات محكمه ( قرآنى ) بيان داشته است .
( 2 ) چه كسى بود كه انگشتريش را در حال ركوع صدقه داد ، و در دل و باطن خود رازهاى مخفى داشت ؟ آن كس كه شب هنگام بر بستر محمد ( ص ) خوابيد ، و محمد شبانه آهنگ غار ( ثور ) كرد ؟ و كيست آن كس كه در نه آيهء قرآن ، مؤمن ناميده شده است كه آن آيات چشمههاى زلال و جوشانند ؟