نيز خارج از اين دو گروه راهى مستقل پيش گرفتند . در همان حال عدهاى نيز بطرفدارى از بنى اميه به معاويه گرويدند .
جنگ صفين بسال 37 ه . و ماجراى حكميت نيز انشعابات تازه بين مسلمانان ايجاد كرد ، و فرقه بزرگ و پر هياهوى خوارج را پديد آورد .
پس از شهادت امير المؤمنين على ( ع ) بسال 40 هجرى ، طرفداران عثمان ، و هواخواهان معاويه متحد شدند و فرقه « مرجئه » را ايجاد كردند .
مرجئه بر آن بودند « كه جميع اهل قبله كه به ظاهر اقرار ميكنند مؤمنند .
ارتكاب گناه بايمان ضررى وارد نمىآورد چنان كه بطاعت ، كفر زايل نميشود .
هيچكس حق ندارد كه در دنيا در باب جهنمى يا بهشتى بودن كسانى كه مرتكب گناهان كبيره شدهاند حكم دهد . بايد حكم اين اشخاص را بروز قيامت موكول كرد ، و عذاب ايشان را تا روز حشر بتأخير انداخت و اين تأخير را ارجاء ( بتأخير انداختن ) ميگفتند .
عقيده مرجئه در باب امام ، يعنى جانشين حضرت رسول اين بود كه پس از انتخاب شخصى باجماع به اين مقام ، بايد هرچه را او ميگويد و امر ميدهد اطاعت كرد . و فرمان او را واجب شمرد ، و عصمت او را از خطا لازم نميدانستند « 87 » . »
اين شرايط گوئى براى تطبيق با مردى چون معاويه ساخته شده بود ، و بيهوده نبود كه ( مرجئه ) را فرقه حكومتى بنى اميه ناميدند . « * »
فرقه مرجئه را بنى اميه پديد آوردند ، و با فرو افتادن خلافت آنان فرقه « مرجئه » نيز فرو افتاد . سپس ابو حنيفه لقمان بن ثابت كه از « مرجئه » بود شعبه حنفى از مذهب چهارگانه تسنن را ايجاد كرد .
يكى ديگر از عوامل ايجاد تفرقه و شكاف ، گسترش اسلام در خارج از
هامش
( 87 ) - خاندان نوبختى - عباس اقبال ص 31 .
( * ) - بعقيده خوارج چون دودمان اموى مرتكب گناه كبيره شدهاند مسلمان نيستند ، و اين كبيره عبارت بود از ايجاد جنگهاى خانگى بين مسلمين . بنابراين امويان نه تنها نميتوانستند خليفه باشند ، بلكه مسلمان نيز به حساب نميآمدند و جهاد عليه آنها واجب بود .