« هيچ شهر و ناحيتى بىآتشگاه نيست ، و آن را حرمت دارند . »
پس از ظهور اسلام پارهاى از مردم سواحل خليج فارس و از جمله مردم سيراف ، بكيش تازه پيوستند .
وى درباره مذهب اين گروه مىنويسد :
« مردمان سواحل مذهب اهل بصره دارند . از سيراف تا ماهىرويان تا ارغان به ( قدر ) گويند . و مردم جهرم معتزله باشند « 78 » . »
بدينسان معلوم است كه جمعى از مردم سيراف ، بكيش كهن خود يعنى زرتشتى باقيماندند و جمعى نيز مسلمان شدند .
اسامى باقيمانده از مردان نامور سيراف ، چون دريانوردان ، بازرگانان ، دانشمندان و فقهاى تازه مسلمان شده ، اين امر را به خوبى روشن مىكند .
ناخدا بزرگ شهريار رامهرمزى ، نويسنده عجايب الهند ، كه كتاب خود را در نيمه اول سده چهارم هجرى نوشته ، نام جمعى از مردم سيراف را در داستانهاى خود آورده است .
اين نامها به خوبى نشان ميدهد كه آنان يا هنوز زرتشتى بودند ، يا از پدران زرتشتى به دنيا آمده بودند .
از جمله مىنويسد :
« ابو زهر برختى ناخدا ، يكى از بزرگان سيراف بود ، و نزد همكيشان خود مجوسان هند به امانت شهرت داشت سپس دين اسلام را قبول كرد « 79 » . »
« عباس بن ماهان سيرافى هنر من مسلمانان صيمور بود « 80 » . »
« شهريارى كه يكى از دريانوردان چين است ، حكايت زير را در باب
هامش
( 78 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 121 .
( 79 ) - كتاب عجايب هند ص 15 داستان 14 نوشته ناخدا بزرگ شهريار رامهرمزى ترجمه - محمد ملك زاده .
( 80 ) - همان كتاب داستان 92 و 94 - هنرمن ميان مسلمانان ايرانى عنوان قاضى مسلمين بوده است . صيمور بندر معروفى در ساحل غربى هندوستانست .