آرام گير در مسكنى كه بدان مسرور باشى * زمان ميگذرد و تو تنهائى
اميدوارى بفردا ، فردائى كه حامله است * و نميدانند چه خواهد زائيد .
به اين مفهوم در اشعار پارسى بسيار برميخوريم :
فريب جهان فتنهء روشن است * به بين تا چه زايد شب آبستن است .
ترا خواسته گر ز بهر تن است * ببخش و بدان كاين شب آبستن است .
فردوسى
شنيدستم كه شب آبستن آيد * نداند كس فردا را چه زايد .
ويس و رامين
دل بخيره چه كنى تنگ چو آگاهى * كه جهان سايه ابر است و شب آبستن .
ناصر خسرو
بگيتى هر شبى آبستن آيد * نداند كس كه فردا را چه زايد .
نظامى
سحر تا چه زايد شب آبستن است . « * »
امام سعيد ناصر الدين سيرافى
وى از فضلاى نامور عصر سلجوقى و ساكن شيراز بود .
در زمان سلطان مسعود بن محمد ملكشاه كه اتابك بزابه ( 532 - 542 ه . ) حاكم فارس بود همسر وى زاهده خاتون مدرسه بزرگى بنام مدرسه زاهده در شيراز بنا كرد .
اين مدرسه بروزگار خود بزرگترين مدرسه فارس به حساب ميآمد و املاك زيادى وقف آن گرديده بود .
هامش
( * ) - نگاه كنيد به امثال و حكم شادروان علامه دهخدا .