از نواحى بسيار خوش آب و هوا نزديك سيراف است تأمين ميكردند . جم ناحيهاى كوهستانى و خوش آب و هوا و بسيار سرسبز و خرم بوده ، و قلعه شميران يا سميران كه ييلاق مردم سيراف بود و بعضى از جغرافيانويسان به آن اشاره كردهاند در ناحيه جم قرار داشت ، و در اطراف سيراف بسبب نبودن آب مانند ديگر شهرها ناحيهاى كه در آن كشاورزى يا باغدارى كنند وجود نداشت .
استخرى مىنويسد : در پيرامون سيراف هيچ درخت نباشد .
ابن حوقل مىنويسد : در نزديكى شهر ناحيهاى وجود ندارد .
مقدسى مينويسد : اطراف آن زمين بىآب و علف و در نزديكى آن نخلهائى قرار دارد .
در اينجا اين پرسش پيش ميآيد كه چنين شهرى با داشتن شرايط نامساعد اقليمى ، چگونه به صورت يكى از بزرگترين بنادر روزگار خود درآمده و پيشرفت آن بچه سبب بوده است . ؟
براى دريافت پاسخ اين سئوال بايد بدوره شاهنشاهى ساسانيان برگرديم .
مهمترين بندر خليج فارس در دوره ساسانيان بندر ابله بود .
ابله بندرى كهن بود كه در دوره شاهنشاهى اشكانيان وجود داشت ، و در زمان اردشير بابكان تجديد بنا گرديد . اين بندر در محلى كه دجله به دريا ميريخت قرار داشت و داراى كارگاههاى كشتىسازى بود .
طبرى ابله را « فرج الهند » ناميده است .
ابله از نظر دريانوردى بندرى مطلوب نبود ، زيرا بسبب كمى عمق آب و وجود گردابها هميشه خطر به گل نشستن كشتىها را تهديد ميكرد . براى جلوگيرى از اين خطر ، و راهنمائى كشتىها ، در دهانه خليج يك فانوس دريائى ايجاد كرده بودند .
استخرى مىنويسد :
« و جايگاهى است كه آن را خشاب گويند از عبادان تا آنجا شش ميل باشد .
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: محمد حسن سمسار
ص١٨٠