« برخى مانند ابن سينا و معتزله گفتهاند كه او ( خدا ) بر نفس خود و بر كليات علم دارد نه بر جزئيات ، رستاخيز اجساد و بازگشت ارواح را ببدنها و بهشت و دوزخ جسمانى را منكر شده و پنداشتهاند كه اينها مثالهائيست كه براى عوام زده شد تا ثواب و عقاب روحانى را درك كنند . » « * »
حال اگر قول و نوشته عبد القاهر بغدادى و سلطان محمود غزنوى و ابو الفرج الجوزى را بپذيريم ، كه قدريه و معتزله به روزشمار و معاد جسمانى عقيده نداشتهاند ، بديهى است كه از نظر آنان استقبال قبله بهنگام دفن مردگانى كه هرگز رستاخيزى در پيش نداشتند ، معنى و مفهوم و لزومى نداشته است .
گمان دارم از آنچه گذشت ميتوان نتيجه گرفت كه ، عوامل گوناگون ياد شده هريك به تنهائى ميتواند سبب پيدايش ويژگيهائى باشد كه در گورستان سيراف وجود دارد .
بدينسان جاى هيچ دودلى و ترديدى نيست ، كه گورستان سيراف گورستانى اسلامى و متعلق به نخستين سدههاى هجرى است .
هامش
( * ) تاريخ علوم عقلى - ص 141 .