گرديد ، بنابراين ميكوشيد كه راهى براى حل اين مشكل خود بيابد . كندن گور در سنگ عملىترين راه براى اين منظور بود .
بدينسان ايرانيان پس از مسلمان شدن ، شيوه كهن خود را با شيوه جديد هم آهنگ ساخته و دفن مردگان در گورهاى سنگى متداول گرديد .
نمونه اينگونه تدفين را در نقاط مختلف ايران ميتوان مشاهده كرد .
بهترين نمونه اين شيوه تدفين در شهر رى است .
در گورستانهاى شهر رى نيز گورها در سنگ كنده شده ، و مردگانرا گاهى با تابوت و زمانى بدون تابوت در گورهاى سنگى دفن كرده بودند ، و در حقيقت كوهستان شمالى شهر رى گورستان اين شهر بوده است . گورستان سيراف نيز درست همان وضع گورستان شهر رى را دارا بوده و از نظر زمانى نيز اين دو همزمانند .
از نظر سياسى و اجتماعى نيز فارس و رى هر دو از مراكز عمده پايدارى در حفاظت سنتهاى ملى بويژه در دوره ديلميان بوده است .
و از آنجا كه ديالمه بيش از هر سلسله ايرانى ديگر پس از اسلام ، به سنت و آداب ملى ايران عصر ساسانى پابند بودهاند ، دفن مردگان در كوهستانها و مقابر سنگى دور از قاعده و اصول نيست « 234 » .
در مسلمان بودن صاحبان مقابر شهر رى جاى هيچ گونه ترديدى نيست ، زيرا بر كفنها و روپوش تابوتهاى آنها آيات و ادعيهاى چون العفو و الرحمه و غير و نقش بسته است .
بعلاوه ميدانيم كه پادشاهان آل بويه و امرا و پادشاهان ديگرى كه مقابر آنها در كوهستانهاى رى بر جا مانده همگى مسلمان بودهاند « 235 » .
تشابه ديگرى كه بين سيراف و رى مىبينيم اين است كه علماء دينى و
هامش
( 234 ) - براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد بمقاله بناى تاريخى بقعه بىبى شهربانو نوشته دانشمند ارجمند آقاى دكتر سيد محمد تقى مصطفوى در مجلد سوم گزارشات باستانشناسى چاپ 1334 و ج 1 كتاب رى باستان نوشته دكتر حسين كريمان فصل دوازدهم .
( 235 ) - همان منابع .