پس از آنكه از مردگان تنها استخوان باقى ميماند ، و بر اثر تابش آفتاب استخوانها كاملا خشگ ميگرديد . آنها را جمع كرده و به داخل غارهاى سنگى طبيعى يا مصنوعى مىبردند ، و يا در چاههائى كه در سنگ كنده شده بود ميريختند اين محل را نيز « استودان » ميخواندند .
در مواردى كه شرايط جوى اجازه نميداد كه مردگان را بدخمه منتقل سازند ، تا مساعد شدن هوا آنها را در اطاقهاى ويژه مردگان كه در هر خانه يا محل ساخته ميشد نگاهدارى ميكردند .
شرايط و چگونگى مراسم مربوط بآداب مردگان را در كتاب و نديداد كه بخشى از كتاب مقدس زرتشتيان است به صورت زير مىيابيم :
« اى مقدس دادار گيتى جسمانى و اى اهورامزدا بدن مرده انسان را كجا بگذاريم ؟
پس اهورامزدا گفت اى سپيتمان زرتشت بر بلندترين جا كه آنجا يقينا سگهاى مردارخوار و پرندگان مردارخوار بيايند .
آنجا مزداپرستان آن مرده را با دو پايش و موهايش به آهن يا سنگ يا سرب به بندند كه اگر نبدند سگان مردارخوار و مرغان مردارخوار استخوان را به آب دريا يا درخت ميرسانند « و آب و درخت نجس ميشوند « 201 » »
« اى دادار كالبد استخوانى مرده را كجا بريم و كجا بگذاريم ؟
پس اهورامزدا گفت بايد استودان ( استخواندان ) ساخته شده كه از دسترس سگ و شغال و گرگ محفوظ باشد و از بالا باران بر استخوان نبارد .
اگر مزداپرستان بتوانند ( استودان را از سنگ يا آهك يا گل بسازند ، و اگر نتوانند ( يعنى استطاعت ساختن نداشته باشند ) در دشك مرده يا لحاف آن بگذارند و پس از آفتاب دادن استخوانها آنها را بسته دفن كنند « 202 »
هامش
( 201 ) - ترجمه فارسى ونديداد - سيد محمد على حسنى داعى الاسلام .
باب ششم فقرات 44 ، 45 ، 46 .
( 202 ) - ونديداد باب ششم فقرات 49 - 50 - 51 .