تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
معفو گشت و هرون « 1 » از موسى « 2 » عذر خواست . عذر او قبول كرد . و هارون به جهت خواهرش مريم به موسى شفاعت كرد تا او را از خداى درخواهد تا برص كه او را حادث شده بود زايل شود . موسى از گناه او درگذشت و به جهت او دعا كرد . خطاب آمد كه بعد از هفت روز شفا يابد . پس مريم هفت روز [ از ] خلق پنهان شد تا صحّت و عافيت يافت . مرض به صحّت بدل شد . آنگه دوازده آدمى از دليران و رؤساى بنى اسرائيل برگزيدند تا به زمين شام فرستند به رسم جاسوسى و خبرها اعلام كنند آنچه مشافهه كرده باشند باز نمايند . در آخر ماه سيوان « 3 » برفتند و بنى اسرائيل سى و نه روز در بريّهء فاران « 4 » تا آخر روز هشتم از ماه آب « 5 » نشسته بودند ، و جواسيس به شام رفتند و بعد از چهل روز بازآمدند و سخنى چند اكاذيب مموّه مزخرف بگفتند كه موجب ضجرت نفس و ضعف دل بود ؛ غير يوشع « 6 » بن نون « 7 » و كاليب « 8 » بن يفنّا « 9 » كه اداى امانت به راستى كردند و زمين شام را مدحى عظيم كردند و آنچه مشاهده كرده بودند بعينه بگفتند . بنى اسرائيل در صراخ و بكا آمدند و گريه و افغان مىكردند ، و اين شب نهم [ ماه ] آب بود . ناگاه از آسمان آوازى شنيدند كه : اى بىيقينان ! شما امشب بىسببى بگريستيد چون گريهء ديوانگان ، زود باشد كه آن را رسم شما گردانم و اعقاب و اخلاف شما ، تا هر سال بگريند . و حق تعالى به اسم اعظم قسم ياد كرد كه هيچ يك از اين قوم كه كافر نعمت گشتند به زمين شام نروند مگر يوشع بن نون و كاليب بن يفنا و بر باقى حكم كرد به تيه و فنا تا مدّت انقضا ، چهل سال كه مدّت مقام ايشان بود در بريّه ، و جواسيس كذّاب را در حال اعضاى ايشان از يكديگر جدا شد ، و اجسام ايشان بر جاى گداخته گشت و
هامش
( 1 ) .Harun( 2 ) .Musa( 3 ) .Siwan( 4 ) .Faran( 5 ) .Ab( 6 ) .Jusu'a( 7 ) .Nun( 8 ) .Kalib( 9 ) .Jafanna