فصل [ ماندن بنىاسرائيل در بيابان سين ]
بنى اسرائيل يازده ماه و بيست روز در بيابان سين « 1 » بماندند و در اين مدّت التزام جمله فرايض كه ششصد و سيزده فريضه آنكه به نفس خود تقبّل نمودند ، و اين از مستهل سيوان « 2 » بود از ماه سوم از سال اوّل تا بيستم ايار « 3 » كه ماه دوم است از سال دوم . پس از آنجا ابر برخاست و مردم مستعدّ رحيل شدند . موسى « 4 » خواست كه شعيب « 5 » با او تا مرحلهاى چند برود . شعيب نرفت . موسى او را وداع كرد و بازگشت و با وطن مألوف انصراف نمود و بنى اسرائيل بر هيأت مذكور مىرفتند بر عقب ابر به ترتيب ترحّل ايشان ، و مسكن قدسى در وسط لشكر مىرفت ، و هيكل در ميانه و صندوق در مركز و جميع مردم پيرامون آن مىرفتند . غمام به بريّهء فاران « 6 » فروآمد ، [ بنى اسرائيل ] بيكبار فروآمدند .
مريم خواهر موسى و هرون « 7 » ، [ برادرش ] ، اندك غيبتى از آن موسى در خلوت كرده بودند و گمانى بد برده ، و موسى از آن عارى بود و خود را با او متساوى مىدانسته . حق تعالى در قدس به ايشان ندا كرد كه : اى بيچارگان ! شما به عنايت و مغفرت من مخصوصايد ، ليكن به بندهء من موسى كجا ماننده باشيد كه او را چند چيز است كه هيچ پيغامبرى را نبوده است . اوّل [
v
284 ] آن كه با ديگران خطابى كه مىرفت به واسطهء فريشتگان بود يا با الهام يا به خواب ، و با موسى مشافهه مكالمه گفته مىشود . شما چرا حق خود نگاه نداريد و از جاده و حدّ خود تجاوز مىنماييد . و در حال غمام از سر ايشان مرتفع شد و خطاب منفصل گشت . هارون خجل شد و در حال استعفا طلبيد و
هامش
( 1 ) .Sin( 2 ) .Sivan( 3 ) .Ajar( 4 ) .Musa( 5 ) .Su'aib( 6 ) .Faran( 7 ) .Harun